معمای ناکارآمدی مدیریت روابط عمومی
مدیریت روابط عمومی در کشورها با مسائل عدیده ای مواجه است که در نهایت مانع عملکرد موثر روابط عمومی می شود. اهم این مسائل را می توان به شرح زیر بیان کرد:
الف- فقدان ضوابط قانونی برای انتخاب مدیر روابط عمومی: در حال حاضر متاسفانه ضوابط تعیین و انتخاب مدیر روابط عمومی از طرف دستگاه متولی تنظیم نشده است و برای اقدام در اختیار مدیران ارشد کشور قرار نگرفته است و چه بسا آنان در زمان تصمیم گیری برای انتخاب مدیر روابط عمومی، توجیح نیستند و براساس معیارهای ذهنی و غیر علمی به این انتخاب مهم دست می زنند. نتیجه این کار، عدم توانمندی روابط عمومی در سازمان و شکل گیری دیدگاه منفی نسبت به عملکرد روابط عمومی در نزد مدیران ارشد سازمانهاست.
ب- ضعف در نفوذ به درون ائتلاف حاکم بر سازمان:یکی دیگر از مشکلات مدیریتی روابط عمومی، ضعف نفوذ به درون ائتلاف حاکم بر سازمان و تاثیرگذاری و عضویت در آن است.مدیر روابط عمومی تا زمانیکه نتواند به عضویت هیئت مرکزی تصمیم گیرندگان سازمان درآید، نخواهد توانست اهداف روابط عمومی را به طور کامل، شایسته و بایسته در سازمان دنبال کند. این خواسته زمانی تحقق می یابد که روابط عمومی با مدیریت کارآمد بتواند در رفع مشکلات سازمان به مدیریت ارشد سازمان یاری دهد. در حاشیه قرار گرفتن مدیر روابط عمومی در امور تصمیم گیری و استراتژیک سازمان از یکسو روابط عمومی را در ضعف نگه می دارد و از سوی دیگر، سازمان را در رسیدن به اهداف ارتباطی مدیریت محیطی آن با مشکل روبرو خواهد کرد. ÷س انتخاب مدیران کارآمد و دارای تخصص و تجربه، مقدمه نفوذ به ائتلاف حاکم بر سازمان و عضویت در آن و مساعی روابط عمومی در حل مسائل سازمان است.
ج- جایگاه نامناسب روابط عمومی در تشکیلات سازمان ها:امروزه در بهترین وضعیت، روابط عمومی را در نمودارهای تشکیلاتی سازمانها و در کنار بخشهایی چون گزینش و حراست قرار می دهند، در حالیکه کارآمدی همین دو بخش نیز منوط به وجود روابط عمومی کارآمد در سازمان است.روابط عمومی باید در کنار رئیس سازمان به عنوان مشاور او عمل کند.حل این مساله تنظیم بخشنامه و نظارت بر اجرای آن را می طلبد.
د- فقدان حمایت های قانونی از مدیر روابط عمومی برای عملکرد بیطرفانه در سازمان:شاید یکی از عمده ترین مسائل روابط عمومی، نداشتن امنیت شغلی در وضعیتی است که مدیر روابط عمومی بر خلاف دیدگاه های مدیران ارشد سازمان، تشخیص می دهد برای پیشبرد اهداف سازمان بایدتغییراتی در سیاستها و عملکرد سازمان ایجاد شود و بین او و مدیر ارشد سازمان اختلاف ایجاد می شود.
روابط عمومی بنابر ماهیت خود نمی تواند صرفا اهداف سازمان را دنبال کند و در برابر منافع سازمانی، منافع عمومی را فراموش کند. بر این اساس مدیر روابط عمومی باید حامی منافع مردم در درون سازمان و یاور مدیریت سازمان باشد و بتواند بین این دو هماهنگی لازم را ایجاد کند. متاسفانه ترس از برخورد با مدیر در بعضی موارد، اغلب مدیران روابط عمومی را به سوی مدیریت اداری سوق می دهد و این یعنی دور شدن روابط عمومی از هدف اصلی خود و فراموش کردن مردم. شاید وجود نظارت بر عملکرد مدیران روابط عمومی از طرف دستگاه متولی روابط عمومی کشور تا حدودی در حل این مساله موثر باشد.
ه- سختی کار مدیریت روابط عمومی و فقدان مکانیسم های حمایتی از آن:نداشتن نیروهای کارآمد، عدم درک درست از ظرفیت، اهمیت و نقش روابط عمومی نزد مدیران سازمان، فقدان جایگاه مناسب در تشکیلات سازمان و کمبود امکانات و اعتبارات از یکسو و حضور در جلسات و نشست های مختلف و فشارهای روحی و روانی امور مختلف بر دوش مدیر روابط عمومی از سوی دیگر در وضعیتی که مدیر روابط عمومی از کمترین تسهیلات، حقوق و امکانات بی بهره هستند، حمایت بیشتر از مدیران روابط عمومی و تعیین مکانیسم در حمایتی مناسب از آنها را می طلبد.