دکتر خرازی معتقد است يك ارتباط گر براي برقراري ارتباط موثر مانند هوا در فضاهاي ارتباطي حضور دارد. اگر در حين ارتباط چندان حضورش احساس نشود، بلكه وقتي نباشد كمبودش درك شود، در اين هنگام است كه او توانسته است بالاترين تاثير خود را بگذارد.

استاد ارتباطات انساني ما اين گونه ارتباط را كارآمد مي داند و مي گويد كساني كه در هنگام ارتباط تصوير شخصيت خود را بصورت آماده و در قالب كلمات بيان مي كنند، چندان موفق نيستند و تاثيرشان بر مخاطب يك تاثير آني است. تصوير واقعي از شخصيت هر فرد در پي تاثيرگذاري غيرمستقيم او در ذهن مخاطب شكل مي گيرد كه البته نياز به پويايي ذهني مخاطب نيز دارد.

من هم فكر مي كنم شخصيت يك ارتباط گر به همراه اشراف وي بر روي موضوع مورد ارتباط، بيش از فراگيري تكنيك هاي ارتباط موثر داراي اهميت است.

همچنين وقتي شخصيت يك ارتباط گر ذاتا دوست داشتني نيست يا در مورد موضوعي حرفي براي گفتن ندارد، چندان شانسي براي تاثير نخواهد داشت، هر چند اگر خيلي خوب روش هاي ارتباط موثر را آموخته باشد و مثلا بداند كه بهتر است جملاتش "من آغاز" باشد.