" توسعه انسان بر پهنه ارتباطات انسانی(بخش پاياني)
در آخرین قسمت از مطالب ارائه شده با ذکر چند نکته، این مبحث را به پایان می بریم:
نکته اول: همانگونه که بیان شد، اساس توسعه جوامع، توسعه انسان است و انسان نیز برای رشد و توسعه خود، نیاز به تربیت عقلانی دارد و این ارتباطات انسانی معقول است که با تربیت عقلانی انسانها زندگی شایسته و توام با كاميابي را برای آنها رقم می زند.
نکته دوم: دستیابی به جامعه ای پویا و پرنشاط که در آن انسانها با امید و انگیزه در مسیر رشد و توسعه، گام برمی دارند، جامعه ای که ارتباطات انسانی در آن بدور از اختلالات و آسیب های بیان شده تحقق می یابد و در سایه این سلامت ارتباطی، افسردگی و اضطراب و سوء تفاهمات از آن رخت برمی بندد، در گرو تحقق عدالت ، آزادی و کرامت انسانهاست.
اگر در جامعه ای ارتباطات انسانی معقول فراهم آمد، در آن جامعه انسانها نقش های خود را به درستی می شناسند. می دانند در هر نقشی بنا به مقتضیات آن چگونه تکلیف خود را به انجام رسانند که حق کسی ضایع نشود و اینگونه عدالت در حوزه ارتباطات بين انسانها حاكم مي شود. نقطه آغازین حرکت به سمت استقرار عدالت واقعي در جوامع نيز ، همینجاست.
اصولاً در جامعه ای که عدالت بر مبنای "حيات معقول " وجود نداشته باشد، آزادی نیز مفهومی ندارد. چرا که جامعه تهی از عقلانیت، قدرت بهره گیری از این موهبت عظیم را برای رشد و تکامل خود نخواهد داشت. کرامت انسان نیز آنجاست که انسانها حق انسانیت هم را به درستی بجای آورند. پس دستیابی به این سه مولفه حیاتی در گرو تربیت عقلانی انسانهاست.
نکته سوم: با چنین رویکردی حرکت جامعه ما برای دستیابی به توسعه حقیقی و پايدار در سایه عدالت ، آزادی و کرامت انساني را می باید در "تحول شخصیت انسانها" و تعمیق عنصر عقلانیت جستجو کرد،نه در تغییر و تحول مقطعي در روبناهای ساختارهای اجرایي و اقتصادی.
تبيين ارتباطات انسانی معقول و بسط این گفتمان می تواند نقش عظیمی در این تحول و تکامل داشته باشد. چرا که در غیبت "عقل" از ارتباطات انسانی، زندگی انسانها جز رنج و محنت، تضییع حقوق، ازبین رفتن اخلاق و مسئولیت اجتماعی، بهره گیری نادرست از تعالیم انبیاء الهی ودر نهایت افزایش جهل و مرارت انسانها چیز دیگری نخواهد بود.
در سایه این تحول و عقلانی کردن عرصه های ارتباطی، بنیاد مدنیتی بر پایه اصول انسانی درمیان انسانها فارغ از نژاد، قوم،جنس، سن، ثروت و منزلت ریخته می شود و انسانها و جامعه درمسیر تکامل و تعالی قرار می گیرند.
نکته چهارم: اساسی ترین ابزار برای دستیابی به ارتباطات انسانی معقول با ايجاد تحول در شخصیت انسانها،" آموزش" است. در جوامع پیچیده کنونی جز از طریق آموزش نمی توان انسانها را برای زندگی و موفقیت در آن آماده نمود.
مراد ما از آموزش ، آنچه كه امروز در مدارس ودانشگاهها مشاهده ميشود نيست، بلكه اعتقادي بنيادين، مبني بر فراگيري در تمام ساليان زندگي است تا انسانها، جهان هستي را آنگونه كه بايد، درك كنند وبكار گيرند. با چنين رويكردي در مهندسي يك نظام آموزشي، دانشجو در محيط دانشگاه قبل از هر چيز، در س زندگي مي آموزد و كارگر در محيط كار با آموزشهاي مداوم ،ارتباطات خانوادگي ومهارتهاي زندگي خود را بهبود مي بخشد واصناف مختلف همه ساله از ارتباطات انساني مطلوبتري برخوردار ميشوند.
آموزشي كه ديوارهاي تنگ آن فقط براي تربيت انسانهاي تك بعدي ،آن هم در يكسري فضاهاي بسته بكار ميرود، جامعه را از رشد و توسعه باز مي دارد و انسانها را در طوفان بلايا و بحرانها تنها ودرمانده رها ميسازد.
و نکته آخر اینکه: در جهان آینده که انسانها محصور در مرزهای جغرافیایی نیستند، تنها چیزی که می تواند فضای صلح و آرامش را برای بشریت به ارمغان آورد تا در سایه آن انسانها در مسیر توسعه مادی و معنوی قرار گیرند، "ارتباطات انسانی معقول" است.
پايان