توسعه انسان بر پهنه ارتباطات انسانی(5)
نگاهی به حوزه ارتباطات انسانی در ایران، حاکی از نقاط ضعف و قوتی است که شایسته توجه و برنامه ریزی است.
سرزمین پهناور ایران به جهت برخورداری از زیست های فرهنگی متنوع، امکانی منحصربفرد در غنای فکری و فرهنگی دارد که ریشه های این مسئله را باید در مباحث فرهنگی و فلسفی ارتباطات و زبانشناسی جستجو کرد. تاریخ مردمان این سرزمین نیز وجود پشتوانه های عمیق و غنی اخلاقی و اجتماعی را به جهت حضور ریشه دار اعتقادات توحیدی نشان می دهد. پیشینه عظیم علمی و تمدنی و نیز هنر معاشرت میان ملتی از دیگر زیرساخت های موجود در حوزه ارتباطات این سرزمین است که پتانسیل های بالقوه ای را در اختیار مردمانش قرار می دهد.
در چنین حوزه فرهنگی ای که تاریخ تمدنش با فرهنگ و ادب و هنر عجین است و مردمانش پیرو پیامبر عظیم الشانی هستند که فرمود: انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق، "من جز برای تکمیل کرامت های اخلاقی انسانها مبعوث نگشته ام"، برای نگارنده نیز چندان خوشایند نیست که سخن از ضعف ها و آسیب های موجود در حوزه ارتباطات انسانی آن بگوید، اما نظر به اهمیتی که در گفته های پیشین در خصوص ارتباطات انسانی و ضرورت حاکمیت فضای عقلانی در این عرصه متذکر گردید، لازم است نسبت به شناخت آسیب ها در این حوزه و تلاش برای رفع آنها اهتمام جدی بعمل آوریم تا زنگار از رخ فرهنگ تابان این سرزمین زدوده شود و به جایگاه شایسته خویش نائل آید.
در این مختصر به ذکر چند نکته از آسيب هامی پردازم و مطالعه دقیق و گسترده آن را به ذوق و علاقه خواننده گرامی می سپارم:
1- کمرنگی عنصر خودآگاهی عقلانی:
وجود پیشینه تاریخی در عمق فرهنگ یک ملت اگر چه شرایط را برای خلاقیت و نوآوری و پیچیدگی در تفکر فراهم می آورد، اما یکی از آسیب های آن "بداهه سازی" برخی کنش های ارتباطی است. کنش هایی که در میان نسل ها ساری و جاری می گردند اما هیچگاه با یک" چراجویی" روبرو نمی شوند. این چراجویی متناسب با نوع عقلانیت حاکم بر جامعه می تواند به حذف، اصلاح، جایگزینی و یا تکامل آن کنش ارتباطی منجر شود. تعدادی از کنش های ارتباطی، فاقد خودآگاهی عقلانی هستند و بدون تفکر و تطابق سازی آن با نوع عقلانیت مورد پذیرش، انجام می گیرند. هر چه میزان " چرا"هایی که در مقابل کنش های ارتباطی خود قرار می دهیم کمتر باشد به همان اندازه، عنصر خودآگاهی عقلانی کمتر است. از نتایج این امر به هم ریختگی "نقش ها" در جامعه، تک بعدی بودن انسانها و در نهایت به هم ریختگی ارتباطات انسانی در یک جامعه خواهد بود.
2- ضعف گفتگو
یکی از بارزترین و اساسی ترین وجهه های ارتباطات انسانی گفتگوست. در ظاهر امر گفتگو به معنای صحبت میان انسانها ست، اما آیا هرگونه صحبتی را می توان از مظاهر تکامل و شئون والای بشری در یک جامعه دانست؟
گفتگو نوعی کنش ارتباطی است که انسانها در آن با تبادل افکار و اندیشه ها سعی در تکامل و درک همدیگر دارند. لذا انجام اين کنش ارتباطی نیاز به بسترهایی دارد. از جمله این بسترها، باور انسانهای طرف گفتگو به حق کرامت و آزادی انسان، احترام متقابل، سعه صدر و تحمل است. در چنین فضایی ست که می توان به گفتگو و "جدال احسن" با همه انسانها پرداخت. نقش گفتگو در ارتباطات انسانی همچون نقش روغن در فضای بین دو قالب آهنی است. هر چه میزان آن کمتر، ارتباطات خشن تر و صلب تر، و هر چه میزان آن بیشتر ارتباط نرم تر و انعطاف پذیرتر است.
3- ضعف ارتباطات انسانی معقول:
عقلانی بودن ، موجبات ثبات و پایداری شخصیت انسانها را فراهم می کند. شخصیت انسانهای احساسی، ناپایدار و غیرقابل پیش بینی است. فضای احساسی ، مملو از کنش های ارتباطی متضاد و متناقض است و لذا چنین انسانها و جوامعي قابل برنامه ریزی نیستند در حالیکه رشد و توسعه، مقوله ای است که نیاز به برنامه ریزی دارد. مهمترین پیامد این امر بوجودآمدن "استرس" در فضای ارتباطی است. هر چه غلظت ارتباطات انسانی معقول در جامعه ای کمتر باشد، کنش های ارتباطی به همان نسبت، ناپایدار تر است. لذا "استرس و اضطراب" در چنین جامعه ای بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انسانها را افسرده و فضای جامعه را بی روح خواهد کرد. بعنوان مثال، در جامعه ما نوع برخورد در قبال اشتباه یک انسان، چگونه خواهد بود؟ این اشتباه می تواند در خانواده، محل کار، خیابان و یا هر جای دیگر باشد. گاهی واکنش به این اشتباه به شدت قوی وگاهی کاملاً بی پاسخ است. آیا جامعه ما و انسانهای آن توان برخورد عقلانی با یک اشتباه را دارند؟
جواب این سوال نامشخص و ابهام آمیز و هر فضای ابهام آمیز"استرس زا" است. از پیامدهای این فضای ابهام آمیز، "ترس از ارتباط" است. وقتی در جامعه ای نوع واکنش در قبال کنش های ارتباطی غیرقابل پیش بینی باشد، افراد چندان تمایلی به برقراری ارتباط نخواهند داشت چرا که معلوم نیست آیا پاداشی از برقراری این ارتباط دریافت خواهند داشت یا هزینه ارتباط بیش از پاداش آن خواهد بود؟ لذت از دریافت پاداش های ارتباطی است که نشاط و شادابی را به فضای افسرده یک جامعه تزریق خواهد كرد.
4- عدم توجه به حقوق و تکالیف انسانها
انسانها در قبال همدیگر دارای حقوق متقابلی هستند که برخی از آنها اساسی و برخی دیگر متناسب با موقعیت ها و نقش های مختلف آنهاست. طبق آموزه های الهی، انسانها فارغ از هر جنس و قوم و نژاد و اعتقادی دارای سه حق اساسی هستند: حق حیات، حق آزادی و حق کرامت انساني.این حقوق از سوی خداوند به هر انسانی که پا به عرصه وجود می گذارد، اعطاء می شود و هیچ کسی از ابنای بشر، حق تضییع آن را ندارد، مگر در مواردی که منشا حق یعنی خداوند معین کرده باشد. نه انسانی می تواند حق حیات انسانی را ضایع کند و نه خود انسان می تواند حق حیات را از خود بگیرد. نه کسی می تواند کرامت انسانی فردی را پایمال کند و نه انسانی خود می تواند کرامت خود را از بین ببرد.
آن بخشی که بطور ویژه به حوزه ارتباطات انسانی مربوط می شود، حق کرامت انسانهاست. اگر توجه به این عنصر در جامعه ما جدی گرفته شود، قطعاً فضای ارتباطات انسانی متحول و پرنشاط تر خواهد گردید. بعنوان مثال فرض کنید از همین لحظه تمام انسانها در جامعه ما بپذیرند که در هر مقام و موقعیت و جایگاهی، حق اهانت به انسانی دیگر را ندارند. در فضای خانواده، اعضای مختلف، فارغ از نقش همسری و فرزندی و مادرزنی و مادرشوهری و... همدیگر را تکریم نمایند، در محیط کار ،کارفرما و کارگر کرامت هم را پایمال نکنند، ارباب رجوع و کارمند، حاکمان و مردم، دو اتومبیلی که با هم تصادف می کنند و... کرامت همدیگر را حفظ کنند. آیا این یک انقلاب در حوزه ارتباطات انسانی نیست؟
بخشی دیگری از این حقوق مربوط به نقشی است که ما در موقعیت های مختلف ایفا می کنیم. آیا سعی کرده ایم حق پدری، حق مادری، حق فرزندی، حق شهروندی، حق شاگردی، حق معلمی و... را بدرستی بشناسیم و آنها را به جا آوریم؟ واقعاً چقدر جامعه ما رشد و توسعه خود را در بهبود این عناصر جستجو می کند؟
جهالت نسبت به این حقوق و تکالیف، انتظارات غیرمنطقی را در ارتباطات میان انسانها تشدید می کند ولذا جامعه، مالامال از ارتباطات بدون پاداش می گردد.
5- توجه به افتراقات بیش از اشتراکات
اصل در خلقت بشر بر آن بوده است که ابنای بشر با نوعی قرابت به همدیگر بنگرند. ادیان الهی نیز توجه به اشتراکات و جدال احسن را بر پایه کرامت انسانها، مبنای همزیستی فرزندان آدم و حوا قرار داده اند. اصولاً ارتباط نیز از نقطه اشتراک شروع می شود. تکیه بر افتراقات مانع ارتباط و زایل کننده آن است. اگر چه انسانها در ابعاد مختلف دارای وجوه تمایز متعددی با همدیگر هستند، اما نکته مهم نگاه معقول و بهره گیری عقلانی از این تمایزات است.
فقدان تکیه بر اشتراکات، موجب می شود تا انسانها نتوانند در مسیری مشترک همدیگر را همراهی کنند. بعنوان مثال: دو نفر را درنظر بگیرید که دارای مسیری مشترک تا منطقه ای هستند و از آن به بعد راهشان از هم جدا می شود. این دو نفر با تکیه بر اینکه راهشان در جایی از هم جداست، راه مشترک را نیز با هم نمی روند. این یکی از مشکلات جامعه ماست. باید یاد بگیریم راه مشترک را با هم و به یاری هم برویم، اگر چه در بخشی از مسیر راهمان از هم جدا می شود. البته این امر در ذات خود نیازمند پذیرش تنوع انسانهاست. با پذیرش این گونه گونی، آنگاه می توان با تکیه بر اشتراکات، ارتباطات موثری را فراهم نمود.
موارد فوق نمونه هایی از آسیب های موجود در حوزه ارتباطات انسانی است که در جامعه ما خود را پررنگتر می نماید. این عوامل و مواردی ديگر که می توانيد به آنها اضافه کنيد، در مجموع موجبات اختلال و نابسامانی را در حوزه ارتباطات انسانی جامعه ما فراهم می کند و اگر این خود آگاهی درمیان آحاد جامعه در جهت رفع این آسیب ها بوجود نیاید، علاوه بر آنکه رشد و توسعه ای در کشور اتفاق نخواهد افتاد، می باید منتظر بحرانهای اجتماعی هم بود.
براي دستيابي به آسيب هاي ارتباطي در حوزه ارتباطات انساني ميتوان به آناليز وتحليل كنش ها و واكنش هاي ارتباطي در جامعه پرداخت. برای نمونه در آخر این بخش به تحلیل یک کنش ارتباطی می پردازیم:
تعريف وضعیت: شما در یک پیاده رو مشغول حرکت هستید. به ناگاه کتابی در یک کتابفروشی توجه شما را به خود جلب می کند، در یک لحظه ناخواسته با فرد دیگری برخورد می کنید. رفتار شما و فرد مقابل می تواند طیف وسیعی را شامل شود، اما بطور کلی می توان به دو بخش نگرش مثبت یا نگرش منفی تقسیم بندی نمود.
1) واکنش و تحلیل رفتار شما:
الف) شما پی به اشتباه خود می برید و می دانید که نیت سوئی نداشتید و لذا فوراً با کمال احترام عذرخواهی می کنید و سعی می کنید رضایت فرد مقابل را بدست آورید.
ب) شما پی به بی توجهی خود می برید اما چون نیت سوئی نداشتید از کنار مساله می گذرید.
پ)شما معتقدید که اصولاً اشتباهی نکرده اید و هر انسانی می تواند با انسان دیگر برخورد داشته باشد.
ت) شما معتقدید اشتباهی نکرده اید و فرد مقابل بی توجه بوده و لذا با نگاه چپ چپ یا الفاظ خاص می خواهید فرد مقابل را مزمت کنید.
2) واکنش و تحلیل رفتار طرف مقابل:
الف) فرد مقابل معتقد است که شما بدون قصد خاصی دچار این برخورد شدید و این اتفاق ممکن است پیش بیاید و لذا ناراحت نیست و از شما هم دلجویی می کند که مشکلی پیش نیامده. چون معتقد است ممکن است شما هم از اینکه موجب اذیت او شده اید دچار ناراحتی شوید.
ب) او معتقد است اتفاقی است که پیش آمده و اشکالی ندارد.
پ) او معتقد است اتفاقی است که افتاده ولی "مواظب باش" .
ت) معتقد است شما آدم بی توجهی هستید و لذا با نوع نگاه و یا الفاظ خاص شما را مزمت می کند و از کنار موضوع می گذرد.
ث) معتقد است از این عمل قصدی در کار بوده و لذا با عصبانیت از شما توضیح می خواهد.
ج) معتقد است شما قصد اذیت و آزار او را داشته اید و لذا...
قضاوت بر عهده خوانندگان عزیز است. اگر غالب رفتارها در جامعه ما طیف الف و ب را شامل شود، می توان گفت ارتباطات انسانی معقولی در جامعه حاکم است. اما اگر به طیف های پایین تر رو کند، لازم است بدنبال راهکارهایي برای بهبود وضعیت بود. با انتخاب کنش های ارتباطی متعدد در حوزه ارتباطات انسانی و تحلیل و آنالیز آنها می توان به وضعیت ارتباطات انسانی در جامعه پی برد.
در بخش بعدی با ذکر چند نکته به جمع بندی بحث " توسعه انسان بر پهنه ارتباطات انسانی" و ارائه قسمت پایانی خواهیم پرداخت. (ادامه دارد)