|
علوم ارتباطات اجتماعی
|
||
|
وبلاگ دانشجویان کارشناسی ارشد علوم ارتباطات دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات |
جمعیت و مباحث مربوط به آن
درس ارتباطات و توسعه
نام استاد:
سرکار خانم دکتر افسانه مظفری
تهیه و تنظیم:
فرشته تحققی
بحث جمعیت
شمار جمعیت و مباحث مربوط به آن
در ابتدا تا آنجا که به مسایل داخلی بسیاری از کشورهای درحال توسعه و جهان مربوط است پرداخته می شود . سپس به اقتصاد وجمعیت و سیاستهای متعدد به منظور حل معمای جهانی جمعیت از سوی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه اتخاذ میشود و بررسی میگردد.
- هر ساله بیش از 93 میلیون نفر برجمیعت جهان افزوده میشود
- حدود 83 میلیون نفر آن از جهان سوم هستند که در تاریخ بشر بی سابقه است موضوع رشد جمعیت صرفاً مسئله ارقام نیست بلکه رفاه بشر و توسعه است .
- اگر توسعه شامل : بهبود سطح زندگی مردم ، سطح در آمدها ، بهداشت ، تعلیم و تربیت و رفاه عمومی ، اعتماد به نفس ، احترام ، شخصیت و آزادی انتخاب باشد سئوال پیش می آید چگونه توسعه در رشد جمعیت تأثیر می گذارد؟موضوعات زیر مهمترین موضوعاتی هستند که با این سئوال عمده ربط دارند .
وضعیت حقوقی پخش مستقیم ماهواره ها
درس حقوق ارتباطات بین الملل
جناب آقای دکتر سلطانی فر
تهیه شده توسط:فرشته تحققی
قبل از دستیابی بشر به فضای ماورای جوی واجرام سماوی ، وضعیت حقوقی فعالیتهای انسانی در فضا بیشتر امر ی فرضی و تخیلی قلمداد میشد تا واقعیت علمی
تا زمانی که استفاده از ماهواره های پخش برنامه های تلویزیونی احتیاج به دستگاههای مفصل زمینی با آنتنهای بزرگ با قطر 20- 30 متر داشت پخش برنامه های تلویزیون بوسیله ماهواره مسئله ای بین کشورهای جهان ایجاد نمی کرد ولی با توسعه تکنولوژی ماهواره ای وامکان گرفتن برنامه های تلویزیونی ماهواره ای در منطقه ، پخش آنها با آنتنهای بشقابی 30-40 سانتی متری و به بازار آمدن تلویزیون هایی که آنتن مخصوص اخذ برنامه های ماهواره ای در خود آنها جاسازی شده مسئله صورت دیگری پیدا کرد و بلوک سوسیالیست آن دوران وکشورهای جهان سوم را با توسل به اصل حاکمیت ملی از یک طرف و کشورهای طرفدار آزادی بدون قید وشرط انتقال برنامه های تلویزیونی ماهواره ای به استناد اصل جریان آزاد اطلاعات از سوی دیگر در مقابل هم قرار داد البته آن زمان فرانسه در صف جهان سوم و کشورهای سوسیالیستی قرار داشت و پخش بدون اجازه برنامه تلویزیون را نقض حاکمیت کشورها می دانست .
در 4 اکتبر 1957 که اتحاد جماهیر شوروی سابق نخستین قمر مصنوعی ( اسپوتنیک 1) را به فضا پرتاب کرد ایالات متحده امریکا نیز جهت عقب نماندن از رقیب در 31 ژانویه 1958 قمر مصنوعی خود بنام (اکسپلورر 1) را به فضا فرستاد و روز به روز دامنه فضایی گسترش یافت – (ارسال اسپوتنیک 1 )از طرف شوروی امریکا را وادار کرد تلاشهای وسیعی در جهت قانونمند کردن ارسال ماهواره واستفاده از فضا مطرح گردد و ظرف شش هفته پس از ( ارسال اسپوتنیک 1) اولین قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل به شماره 1148 با 56 رای موافق ممتنع15 ممتنع و 9 رای منفی از جمله شوروی به تصویب رسید که توسط کانادا، فرانسه ، امریکا و انگلیس ارائه شد که در آن تاکید شد : ارسال هر شیء به فضای ماورای جو باید منحصراً با اهداف صلح جویانه و علمی باشد .هر دو ابر قدرت ترس واقعی از نظامی شدن فضا داشتند .
اما بر خلاف نیات مغرضانه برخی همسایگان ایران، اين آبها، تاريخچه و گذشته دور و درازي دارند؛ گذشتهاي كه مرور آنها، ثابت ميكند اينگونه تحريفها، كه برخي آنها را ظاهري و سطحي و برآمده از تعصبات قومي ميدانند، پشتوانهاي قوي و برنامهريزي كاملا حسابشده، در ورای آن نهفته است.
خليج فارس به انگليسي «Persian gulf» به فرانسه «golfe persique» به روسي «persidski zaliv» به تركي «farsi kavfozi» به ژاپني «perusha wan»، به يوناني «persicus sinus» و به رومي «mare persicum» ناميده شده است.
چه مناظر جالبي در اين شهر پر هياهو ميتوان ديد، چه تفاوتهاي خيره كننده اي دراين شهر كنار هم ديده ميشود.كافي است كمي دقت كنيد.خبرنگار فارس به نيابت از خوانندگان اين كار را انجام داد، بخوانيد.
اگر هنوز پيكان مدل 46و خودروهاي آمريكايي و انگليسي 50،60 سال گذشته با قيمت كمتر از 700هزار تومان، بله اشتباه نخوانديد كمتر از 700هزار تومان در سطح شهر ميخرامند، در اين شهر هستند خودروهايي كه فقط هزينه نقل و انتقال آن بيش از 2 تا 3 ميليون تومان است.در كنار هم قرار گرفتن اين خودروها پشت چراغ قرمز چه منظرههاي جالبي در اين شهر ايجاد ميكند.اگر در تهران هنوز هستند پيكانهاي اوليه كه درهاي آن با طناب بسته ميشودو راننده براي ترمز گرفتن پا به زمين ميكشد، يا مجبور است براي روشن كردن آن سيمهاي درآمده از دل و روده ماشين را به هم وصل كند، خودروهاي ديگري را هم ميتواني ببيني كه بدون سويچ و فقط با كارتهاي الكترونيكي مخصوص روشن ميشوندو دنگ و فنگ خاص خود را دارند.
| ||
| ۵ سال پيش اگر کسي در ايران از وبلاگ اسم مي برد، احتمالا همه با تعجب به او نگاه مي کردند که اين وبلاک ديگر چيست؟ چهار سال پيش اگر همان فرد اسم وبلاگ را مي برد ، احتمالا فردي متجدد و روشنفکر تلقي مي شد!امروز اما... تقريبا هر ايراني بخصوص در شهرهاي بزرگ وبلاگ را بخوبي مي شناسد و حتي شايد بتوان گفت که وبلاگ به جزيي از زندگي جوانان اين مرز و بوم تبديل شده است. پديده وبلاگ به طور جدي براي اولين بار توسط 3 جوان خوش فکر ايراني به نامهاي عطا خليقي سيگارودي ، بهرنگ فولادي و رضا هاشمي در سال 1381 از طريق تاسيس سايت پرشين بلاگ به دنياي فارسي زبانان وارد شد. فراهم کردن يک فضاي آزاد براي ابراز عقايد ، آشنا شدن با نظرات ديگران ، امکان شناساندن و معرفي خود به جامعه ، دسترسي به دوستان همفکر، مشارکت در شکل دهي سياست هاي دولتي از طريق ايجاد حرکتهاي هماهنگ و همسو در دنياي مجازي و... از جمله امکاناتي بود که وبلاگ با تامين آنها، توانست در مدت کوتاهي خود را به عنوان يک رسانه مردمي مطرح کرده و با استقبال بي نظير ايرانيان مواجه شود. |
چندين سال است كه تورم در اقتصاد بيمار ايران خودنمايي ميكند و دولتهاي جنگ، سازندگي، اصلاحات و اكنون عدالتمحور را رنج داده و بيشتر از آنها مردم را در اين 27 سال به زحمت انداخته است، تا جايي كه دولتها و مجالس شوراي اسلامي به شعار توقف و كاهش تورم و يا بهبود معيشت مردم روي كار آمدند؛ اما همواره تورم خود را به رخ برنامههاي اقتصادي كشانده است.
حال پس از گذشت و اجراي سه برنامه توسعه، پرسش جدي اين است كه با پيشرفتهاي اقتصادي كشور و ايجاد زيرساختهاي راه، نفت، سد، گاز و... چرا هنوز كشور دچار تورم حتي تورمهاي مقطعي ميشود؟ يا اينكه به رغم كاهش نرخ تورم، چرا کاهش فشار بر اقشار كمدرآمد ملموس نيست؟...
رخصت آقا تختي ، رخصت
سرد بود. هواي آن 17 دي ماه سال 46 ، حتي سردتر از امروز، آنقدر كه جانت مور مور ميشد از آنهمه سرماي دي. تختي رفنه بود.
![]() |
نه، اين روايت روزنامهها بود و راديو تلويزيون از مرگ جهانپهلوان. ولي روايت كوچه و بازار اين نبود ،هيچكدام از نيمميليون نفري كه پيكر سفيدپوش تختي را تا ابنبابويه همراهي كردند لحظهاي باور نكردند كه پهلوان رفته باشد، چرا كه به قول مردم آن روزگار «تختي را خودكشي كرده بودند.»
و تختي ميرفت تا جاودانه شود، يكبار ديگر بر دوش مردماني كه از داغ استبداد شانه زخمي كردهبودند ، تختي در صبح سرد آنروز نحس ميرفت تا جاودانهشود، در هر ذرهخاك سرزميني كه دلش براي آن لرزيده بود. آن زمان كه در زلزله بوئينزهرا كوچه به كوچه راه پيموده بود و زن و مرد، پير و جوان يكديگر را كنار زده بودند تا به او برسند و در كيسهاش هر چه داشتند را بريزند. شهر پر بود از پردهها و پلاكاردهايي كه روي آن نوشته بودند «تختي براي زلزلهزدگان آمادهء پذيرش همه نوع هديه است.»