|
علوم ارتباطات اجتماعی
|
||
|
وبلاگ دانشجویان کارشناسی ارشد علوم ارتباطات دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات |
در بخشهاي قبلي، ضمن اشاره به چگونگي شكل گيري ادراك انسان از جهان، به بازگويي برخي روشهاي مورد استفاده توسط قدرت هاي رسانه اي براي مديريت ادراك انسانها پرداختيم. دروغگويي و تحريف، جعل ،فريب وحقه و مهندسي اجتماعي روشهايي بودند كه براي تحت تاثير قرار دادن تصورات انسانها از واژه ها وخلق تجربياتي جديد براي انسان، مورد استفاده قرار مي گرفت. در بخش پاياني، ضمن اشاره به برخي ديگر از اين روشها،اين سوال مطرح ميشود كه: آيا راهي براي برون رفت از اين استعمار پيچيده و نوين وجود دارد يا خير؟
اگر چه عصر جديد را مك لوهان از نگاهي « دهكده جهاني » ناميد ،اما با در نظر گرفتن همين عنصر شايد بتوان عصر كنوني را دوران «گمن شافت مجازي » خواند. با اين تفاوت كه ارتباطات در اين جهان كوچك قبيلهاي،نه حقیقی و رو در رو بلکه مجازی و از طریق تکنولوژیهای رسانه ای است. اگر در اجتماع گمن شافت انديشههاي متكثر و متنوع بهجهت عدم تائيد و پذيرش جمع از فضاي معاني و مفاهيم اجتماع به كنار رانده ميشد، در فضاي كنوني هم عليرغم تكثر و تنوع موجود، معاني و تعاريفي كه با ايدئولوژي قدرت رسانههاي حاكم بر جهان، سازگار نباشد، منزوي و مضمحل ميگردد. اگر در جامعه گمن شافت حقیقی هنجارها و محتواي واژهها از كودكي بر اساس اصول پذيرفته شده و از طریق ارتباطات در اجتماع، در ذهن افراد شكل ميگرفت، در گمن شافت مجازي هم انديشه ها و تصورات واژهها از طریق ارتباطات مجازی و در نتیجه مطابق با معيارهاي مورد تائيد قدرت رسانه اي شكل ميگيرد...
گفتیم انسان، جهان را با واژه ها و تصورات آنها درک می کند و پس از آن از نحوه شکل گیری تصورات انسان از واژه ها و چگونگی تفکر در شناخت جهان سخن گفتیم و به بیان پنج مؤلفه موثر در این امر پرداخته، با بهره گیری از نظریه فردیناند تونیس به ویژگی های گمن شافت و گزل شافت مواردی را افزودیم.
بحث را با بیان یکی از ویژگی های انسان عصر حاضر و نقش قدرت حاکم رسانه ای در زندگی او پی میگیریم تا در بخش بعدی با جمعبندی این دو بحث به بیان یکی از ویژگیهای جهان امروز برسیم...

گفته شد : اينكه انسان چه مفهوم و تصوري از الفاظ داشته باشد به دوعامل بستگي دارد :
الف ) تعاریف ب)تجربه زیستن
آنچه كه تفاوت در تصورات را رقم ميزند تفاوت در اين دو عامل از طريق پنج فاكتور ذيل است:
الف ) صورت پذيري در برخورد باعالم خارج : هر يك از اين واژه ها ، و تعاريفي كه ممكن است از آنها داشته باشيم در برخورد با عالم خارج موجب بوجود آمدن تصوراتي در ذهن ما مي گردد و چون موقعيتها، شرايط فرهنگي ، جغرافيايي ، اجتماعي واقتصادي متفاوتي را انسانها تجربه مي كنند، اين تصورات نيز ممكن است متفاوت باشد. . .
تاريخ تنها بيان سرگذشت گذشتگان نيست بلكه حكايت حركت روح سرگردان بشر در فراز و نشيب حيات است، گاه آرام ميگيرد و بر سرايي قرار مي يابد ،گاه نگران و پراضطراب راه مي پيمايدو گاه رنجور و پردرد پيچ و خم ها راپشت سر ميگذارد. هر گامي كه بر ميدارد وهر جايگاهي كه بر آن تكيه ميزند،هر كدام سراسر درس وعبرتي است براي جويندگان. چرا كه اگر چه اين مسير راهي تكراري نيست اما عنصر مشترك اين حركت در قديم و جديد انسان است ، انسان باتمام وجود و ماهيتش.از اين روست كه بسياري معتقدند تاريخ نه به عينه بلكه به مثله در حال تكرار است. تاریخ ، علم شناخت انسان و جهان است و ما براي زندگی در حال و آینده نیاز به شناخت خود و جهان پیرامون خود داریم . . .