|
علوم ارتباطات اجتماعی
|
||
|
وبلاگ دانشجویان کارشناسی ارشد علوم ارتباطات دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات |

"کيميا خاتون" کتابي است که به شکلي، به شرح حال اندروني زندگي مولانا مي پردازد. اين کتاب که توسط خانم سعيده قدس نوشته شده، طي چند دوره تجديد چاپ شده است. در اين کتاب با احوال زنان و فرزندان مولانا بيش از بقيه شخصيت ها و ماجراهاي زندگي او آشنا مي شويم. کيميا خاتون (که قهرمان داستان است) نام دختري است که پدر خود را (که سرداري بوده است)، در جنگ از دست داده و به همراه مادر خود در باغي که به آن ها به ارث رسيده است، زندگي مي کند. اين دختر که در آينده به عقد شمس تبريز درمي آيد، هنوز به سن بلوغ نرسيده و در دنياي کودکانه اش زندگي مي کند. مادر وي طي رفت و آمدهاي زياد و مراسمي خاص به عقد مولانا درآمده و به اندروني وي نقل مکان مي کند. کيميا خاتون نيز با دلخوري و نارضايتي از اين جابجايي، بايد از مادر تبعيت کند. بنابر اين به منزل مولانا رفته و در کنار ديگر همسران و فرزندان مولانا زندگي تازه اي را شروع مي کنند. اين زندگي تازه تلخي هاي بسياري را در پي دارد که نويسنده در داستان خود مفصل به آن پرداخته است.
ما در اين رمان اگر چه بيشتر با وضعيت زنان و بچه هاي خانه مولانا آشنا مي شويم، اما از آن جا که ويژگي هاي شخصيتي مولانا و شمس از جايگاه برجسته و بالايي (هم در داستان و هم در عالم واقع) برخوردار است، لذا با توجه به نظريه هاي ارتباطي از جمله نظريه "دريافت " با رويکرد تحليل فرهنگي و نظريه "کاشت" گربنر، مي توان انتظار داشت که اين رمان، الگويي ادراکي از شخصيت هاي داستان و ويژگي هاي گوناگون آن ها را در ذهن مخاطبين خود کشت کند.

نويسنده اين کتاب که جزييات زندگي مولانا را در قالب رمان به نگارش درآورده است، در واقع به نوعي جايگاه زن را در زندگي مولانا به باد انتقاد گرفته است. اگر چه نويسنده، خود نيز در ابتدا به رمان بودن داستانش اشاره مي کند، اما با توجه به اين که اين رمان داستان شخصيت بسيار برجسته ايراني است، و همچنين خوانندگان رمان تعداد قابل توجهي هستند، لذا با توجه به تاثير گذاري کتاب به عنوان يکي از رسانه هاي ارتباط جمعي که ارزش ماندگاري بيشتري نيز نسبت به بقيه دارد، لازم به نظر مي رسد که نگاهي به اين داستان با اندکي تامل بنماييم.
داستان ابتدا با شرح حالي از مادر کيميا خاتون و چگونگي زندگي وي و با مختصر گزارشي از همسر او شروع مي شود. از توصيف هاي نويسنده برمي آيد که اين زن فردي موقر، متين، با شخصيتي استوار و محکم است که پس از کشته شدن همسرش حتي حاضر به ديدن هيچ خواستگاري نيست و قصد دارد تا پايان عمر ازدواج نکند. به زعم خود تعهد محکم وي به شوهرش به او اين اجازه را نمي دهد و اصلا کسي را لايق همسري خود نمي بيند. او که به اشراف زادگان مي ماند، از چنان ابهت و جبروتي برخوردار است که همه با احترام بيش از حدي با وي برخورد مي کنند. اين زن، دلبري و زيبايي را در کنار عقل و منطق سليمي يک جا دارد. نويسنده از زيبايي او چنان وصفي کرده است که فقط در خيال مي توان مثالي را متصور بود. به طور کلي از تمامي ويژگي هاي ظاهري، رفتاري و شخصيت مادر کيميا، در عالم واقعي حداقل کمتر نمونه اي را مي توان يافت که اين چنين باشد.
پس از خواندن همه اين ويژگي هاي رويايي از مادر کيميا خاتون، به اين جا مي رسيم که ....
روز شنبه نشست گفتمانسازي در رسانههاي جهاني با حضور برجسته ترين اساتيد ارتباطات در دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات برگزار شد.

.jpg)
در اين نشست چند نکته به نظرم جالب بود
1- همه اساتيد ارتباطات بر اين نکته تاکيد داشتند که رسانه ها بدون استثنا در صدد گفتمان سازي و شايد به عبارت دقيق تر تصوير سازي در افکار عمومي جهانيان هستند (چندي پيش هنگامي که دريکي از پستهاي خود براين نکته تاکيد داشتم خانمي که خود را خبرنگار بي بي سي معرفي کرده بود اصرار داشت که رسانه ها انهم از نوع غربي فقط واقعيت ها را منعکس مي کنند !!!)
2- در اين نشست سه مقاله از بقيه مقالات کاربردي تر بود و براي خود من از جذابيت بيشتري برخوردار بود اول مقاله دکتر سعيد رضا عاملي مدير گروه ارتباطات دانشگاه تهران که عنوانش بازنمايي ايراني هراسي در گفتمانرسانهاي غرب بود دوم مقاله دکتر ضيايي پرور که در خصوص گفتمان سياسي وبلاگها بود و مقاله سوم نيز مربوط به دکتر بشير رئيس دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق بود که درباره تصوير سازي رسانه هاي غربي از اسلام ومطالعه موردي کاريکاتور در اين خصوص بود بقيه مقاله ها خيلي تئوريک بود و گاها هم تکراري !!!
3-دکتر افخمي رييس گروه ارتباطات دانشگاه علامه که قرار بود درخصوص گفتمانهاي سياسي و کمپين رسانهيي مقاله اش را ارائه دهد گفت به دليل اين که به فهم صحيحي از گفتمانسازي نرسيده است مقاله را نيز به پايان نرسانده است و بيشتر وقت خود را به طنز و شوخي و طعنه اختصاص داد !!
4-يکي ازجالبترين حاشيه هاي اين نشست ، گزارش زنده ان توسط دکتر ضيايي پرور بود دکتر ضيايي پرور به صورت آن لاين مباحث مطرح شده را در سايت خبرنگار مي نوشت .
نشست گفتمان سازي در رسانه هاي جهاني و دستور استاد ارجمند جناب آقاي دكتر سلطاني فر فرصتي فراهم آورد تا به جستجوي بخشي از سوالات ذهني خود در باب گفتمان و بازنمايي بپردازم.اگر چه مفهوم گفتمان به سادگي قابل تبيين و بيان نيست و درك آن به فهم تعدادي ديگر از مفاهيم بستگي دارد اما در اين نوشته سعي شده است تا با گردآوري آرا و نظرات مختلف در كنار هم بتوانيم به يك جمعبندي كلي ذهني دست پيدا كنيم.ضمنا در اين نوشته سعي گرديده با ارائه ويژگيها و شاخص ها، راهكاري عملي براي گفتمان سازي ارائه گردد.
امسال سريالهاي ماه رمضان چنگي به دل نزد سريالهاي طنزکه اصلا جالب نبود نه ازنظر محتوايي و پيامي که هر سريال بايد داشته باشد و نه از نظر اينکه بتواند مخاطب را باطنزهاي به موقع و نه هجويات! شاد کند اين سريالهاي طنز به هيچ وجه قابل مقايسه با سريالهاي طنز سالهاي گذشته نبود . هرسال دريغ از پارسال !!!
روزهاي اول که سريال بزنگاه را نگاه مي کردم ياد جمله اي از امام افتادم که فرموده بودند که صدا وسيما دانشگاه است اما تنها چيزي که در اين سريال ديده نمي شد اموزش نکات و مفاهيم مثبت در جامعه بود


درسه سريال بزنگاه مامور بدرقه و روز حسرت سوژه مشترکي که به ان توجه شده بود اعتياد بود که اين هم در نوع خودش جالب است اگرچه اعتياد يکي از معضلات روز جامعه ما است و بايد هم مورد توجه رسانه ها باشد اما نبايد به گونه اي عمل کرد که قبح ان از بين برود و اين تصور پيش ايد که اعتياد چندان هم که مي گويند مشکل پيچيده اي نيست و مي توان با همان اعتياد زندگي معمولي خود را گذراند و بعدا هم سرموقع انرا ترک کرد نمونه اين سخن من را در هر سه سريال نام برده شده به ويژه سريال بزنگاه مي توان يافت.
ودرنهايت اينکه به نظر من سريال مثل هيچکس و روز حسرت به وظيفه اصلي يک سريال که انتقال پيام با زبان هنر است بيشتر از ديگر سريالها عمل کرده با اين تفاوت که سريال مثل هيچکس از کمترين نقطه ضعف برخوردار بود و خوب هم تمام شد اگرچه سریال زمانی برای پشیمانی که در شبهای قدر از شبکه سوم سیما پخش شد نیز بسیار جالب بود و پیام مهمی را نیز منتقل و مخاطب را نیز تاحدودی به خود جذب کرد اما خوب به پایان نرسید





براي همه دوستان آرزوي موفقيت و پيروزي دارم و اميدوارم اونها رو در مدارج علمي بالاتر ببينم
مثلث شيشه اي سومين سري از برنامه هاي رضا رشيد پور بعد از شب شيشه اي و عبور شيه اي است که جايگاه ويژه اي بين مخاطبان پيدا کرده است به نظرم 3عامل در موفقيت اين برنامه موثر بوده است

1- اولين آن دعوت از چهره هاي محبوب و مشهور در عرصه هاي هنر، ورزش و سياست است که خود عامليست قوي براي جذب مخاطب .
2- دومين عامل، اجراي خوب رشيد پور در برنامه مثلث شيشه اي و جسارت و جرات ايشان در طرح برخي از نکات است رشيد پور اگرچه مجري بسيار خوبي براي برنامه هاي اجتماعي مانند صبح به خير ايران بوده و هست اما در قالب گفتگو نيز با تکيه بر اطلاعاتي که از قبل تهيه مي کند و به قول خانم چيستا يثربي در جايگاه يک کارشناس مجري ظاهر مي شود توانسته است تا حدود زيادي نظر مثبت مخاطبان را جلب کند اگرچه به نظر مي رسد در زمينه هنر به علت اشرافي که بر سينما و تئاتر و... دارد بسيار مسلط تر برنامه اجرا مي کند و در زمينه هاي ديگر به ويژه زماني که افرادي مانند دکتر فقيه و بذرپاش را دعوت مي کند که هر کدام مسئول يک سازمان هستند تسلط کمتري دارد اما به هر حال اجراي نسبتا موفق اين کارشناس مجري نيز عاملي براي جذب مخاطبان شده است
3-سومين نکته دکور جالب و به روزي است که در اين برنامه استفاده شده است منظورم از به روز فاصله گرفتن از دکورهاي قديمي و کليشه اي گفتگوهاست که دو تا صندلي و گاهي اوقات يک ميز مي گذارند و دور ان گفتگو را برگزار مي کنند و اصلا به رنگ اميزي دکور و نورپردازي صحنه توجهي نمي شود در اين دکور علاوه بر اينکه از نور پردازي و رنگ اميزي خوبي بهره گرفته شده است از دو المان مثلث و شيشه درجاي جاي ان استفاده شده است که خود جالب توجه است
اينها را نوشتم که به يکي از بهترين برنامه هاي رشيدپور در مثلث شيشه اي هم اشاره اي داشته باشم گفتگوي رضا رشيد پور با فيروز کريمي مربي سابق استقلال و برنده جشنواره طنز گل اقا

اين برنامه به قدري طنز و خنده دار بود که خود رشيد پور هم کمتر مي توانست جلوي خود را بگيرد ما هم که يک روز پرکار را پشت سر گذاشته بوديم و از هميشه خسته تر بوديم بااين برنامه ان شب خستگي از تنمان درامد
بخشهایی از گفتگوی رشید پور با فیروز کریمی رو می تونیداینجا و اینجا ببینید
امروزه باهمه گير شدن تکنولو ژيهاي جديد، شيوه نويني از خبرنگاري نيز پا به عرصه وجود گذاشته است و آن شهروندان خبرنگار است .
شهروندان خبرنگار کساني هستند که با وسايلي مانند دوربينهاي عکاسي و فيلمبرداري و موبايلهايي که در اختيار دارند ازحوادث و وقايع مختلف فيلم و تصويرگرفته و انرا براي انعکاس درجامعه در اختيار رسانه ها قرار مي دهند برخي از اين تصاوير منبعي مي شود خبري براي رسانه هاي بسياري دردنيا نمونه بارز آن که اين روزها سرو صداي زيادي هم به پاکرده است مربوط به سخنراني عباس پاليزدار درخصوص مفاسد اقتصادي در دانشگاه بوعلي همدان است که با پخش فيلم اين سخنراني درسايتهاي اينترنتي توسط يک شهروند ، اين فيلم به سرعت منبع خبري براي بسياري از رسانه هاي مکتوب و صوتي و تصويري خارج از کشور تبديل شد بحث ما درستي يا نادرستي سخنان پاليزدار نيست بلکه کارکردي است که شهروندان خبرنگار مي توانند داشته باشند

پيش از اين نيز نمونه هايي از توليدات شهروندان خبرنگار در سراسر دنيا بوده است که به سرعت به منبع خبري بسياري از رسانه هاي مهم دنيا تبديل شده است
تهيه فيلم و عکس از بمب گذاريهاي هفتم جولاي 2005 در لندن نمونه اي از توليدات شهروندان خبرنگار است . در آن حادثه نخستين تصويري که بعد از وقوع انفجار از ايستگاه قطار زير زميني به بيرون مخابره شده، تصويري بود که بوسيله گوشي تلفن همراه يکي از مسافران قطار گرفته شده بود. يکي از رويدادهاي مهم خبري در پايان سال 2006 اعدام صدام بود. تصاوير رسمي ويديويي که از اعدام صدام در شبکه هاي خبري به نمايش گذاشته شد، بدون صدا و تنها تا زماني را نشان مي داد که صدام به پاي چوبه دار برده شد و سپس جسد رييس جمهور سابق عراق را پوشيده در کفن سفيد نشان مي داد.ولي مدت زمان زيادي از اجراي حکم اعدام نگذشت که چهره ديگري از اجراي حکم اعدام در رسانه ها به تصوير کشيده شد و اينبار نه از طريق ادامه پخش همان فبلم ويديويي ، بلکه بوسيله فيلم کوتاهي که با تلفن همراه يکي از حاضرين در پايين چوبه دار صدام ضبط شده بود. اين ويديو کمتر از چند ساعت به شبکه هاي معتبر خبري جهان و وب سايتهاي ويديوي مانند يوتيوب و گوگل راه پيدا کرد و در دسترس همگان قرار گرفت.
فيلم شهروندان خبرنگار از اعرام صدام
در اوايل ماه نوامبر سال 2006 نيز يکي از دانشجويان حاضر در کتابخانه دانشگاه کاليفرنيا در لس آنجلس، صحنه درگيري يک دانشجوي ايراني با پليس دانشگاه و ضرب و شتم او با شوک دهنده الکتريکي را بوسيله تلفن همراه خود ضبط کرده و بر روي سايت يوتيوب قرار داد اين تصاوير نيز خيلي سريع در تلويزيونها به ويژه شبکه هاي تلويزيوني ايران منعکس شد و موجب اعتراض بسياري از ايرانيان شد

فيلم ضرب وشتم دانشجوي ايراني در داشنگاه کاليفرنيا
اينها تنها چند نمونه کوچک از کارکرد بزرگ شهروندان خبرنگار است و صدها بلکه هزاران از اين نمونه وجود دارد که روزانه در سايتهاي اينترنتي و تلويزيونها بدون هيچگونه سازماندهي منتشر مي شود
اما اگر اين شهروندان خبرنگار براي يک رسانه مانند يک شبکه خبري سازماندهي شوند قطعا منبعي غني از خبرهاي مهمي مي شوند که روزانه در گوشه و کنار دنيا اتفاق مي افتد
سالهاي گذشته درايام رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي ، صداوسيما معمولا برخي از سخنراني هاي امام خميني را در موضوعات مختلف پخش مي کرد و يا اينکه مجموعه هايي در مورد زندگي ايشان پخش مي کرد که به سبب پخش چندباره جذابيت خاصي براي مخاطبان نداشت شايد جذابترين مجموعه اي که در سالهاي اخير پخش شد مجموعه اي بود که شبکه تلويزيوني المنار در مورد زندگي امام خميني ساخته بود و سال گذشته از شبکه سوم سيما پخش شد اما امسال به همت سيد مهدي شريفي از خبرنگاران خوش ذوق و پرتلاش واحد مرکزي خبر مستندي به نام سيره عملي امام روح الله ساخته شد که اين مستند بسيار مورد توجه مخاطبان و بينندگان قرار گرفت تا جائيکه به علت استقبال از اين مجموعه مسئولان صداوسیما تصميم گرفتند مستند سيره عملي روح الله را در شبکه هاي مختلف سيما و در ساعات مختلف پخش کنند تا همه مخاطبان امکان تماشاي اين مجموعه را داشته باشند اين مجموعه در اصل خلاصه اي از تاريخ معاصر انقلاب اسلامي بود که از زمان بازگشت امام به ايران تا زمان رحلت ايشان را به تصويرکشيده بود در اين بين سيره عملي امام در برخورد با مسائل گوناگون به خوبي به تصوير کشيده شده بود و استفاده از تصاويري که تاکنون منتشر نشده بود به جذابيت اين مجموعه افزوده بود
پيش از اين نيز گفته بودم که براي ساختن يک گزارش خوب و جذاب دونکته بايد مورد توجه قرار بگيرد اول مطالعه و تحقيق پيرامون موضوع گزارش ، دوم استفاده از تصاوير مستند مربوط به ان گزارش که از اين دونکته سيد مهدي شريفي به خوبي بهره مي برد
با بازتابي که اين مجموعه در بين مردم عادي و رسانه هاي مکتوب و فضاي سايبر داشته است هيچ ترديدي براي موفقيت اين مجموعه باقي نمي ماند براي سيد مهدي شريفي ارزوي موفقيت دارم و اميدوارم که در آينده نيز شاهد مجموعه هايي از اين قبيل ازايشان باشيم
در ضمن مجموعه سيره عملي امام روح الله را مي توانيد از وبلاگ ايشان دانلود کنيد
بالاخره بعد ازحدود سيزده سال فعاليت مجموعه صبحگاهي "صبح به خير ايران " شبکه اول سيما و اجراي مجري هاي مختلف در اين مجموعه و عوض شدن چندباره تهيه کننده اين برنامه و تغيير دکوراسيونهاي مختلف ،مسئولان شبکه يک سيما به اين نتيجه رسيدند براي جذب مخاطب بايد برنامه جديدي را جايگزين برنامه صبح بخير ايران کرد اين درحالي بود که مسئولان برنامه پرمخاطب "سلام مردم ايران" درشبکه دوم سيما پس ازحدود دوسال بهتر ديدند که هم به خود و هم به مخاطب استراحتي بدهند تا سرنوشت برنامه شان به سرنوشت بسياري از برنامه هايي که سالها ادامه دارد و تنها از انها اسمي بيش نمانده است و جذابيتي نيز براي مخاطب ندارد تبديل نشود
اما به نظر مي رسد اين تغييرات نيز مانند تغييرات گذشته نه تنها دردي را دوانکرده است بلکه مخاطبان اندکي را که صبح بخير ايران در ماههاي اخير به خود جذب کرده بود از دست خواهد داد البته قبول دارم که با گذشت يک هفته از اين تغييرات هنوز قضاوت زود است اما چند نکته نشانه اي است بر تائيد گفته من:
1-عنوان برنامه "صبح عالي بخير" انتخاب شده است لفظي که به جاي اينکه مخاطب را به برنامه نزديک کند بين مخاطب و برنامه فاصله مي اندازد در فرهنگ مردم ايران معمولا صبح عالي بخير بکار برده نمي شود و اگر بکار برده شود هم درمواقع خاص و مواقعي است که براي احترام به يک مقام عالي تر بکار برده مي شود
2-مجري وگوينده در يک برنامه حرف آخر ان برنامه را مي زندو به همين دليل است که براي هر برنامه بايد مجري و گوينده متناسب با محتواي ان برنامه انتخاب شود شايداين مثال به خوبي منظور مرا برساند مثلا براي برنامه گفتگوي ويژه خبري نمي شود از عموپورنگ استفاده کردزيراعموپورنگ براي اجرا در برنامه هاي ويژه کودکان ساخته شده است ومرتضي حيدري هم براي گفتگوهاي جدي وچالش برانگيز مانندگفتگوي ويژه خبري و ازهمين روست که اقاي ميلاني مجري برنامه صبح عالي بخير فقط در قالب گردشگري و معرفي اثار اماکن ديدني مورد توجه مخاطب قرار مي گيرد و نه صداي ايشان و نه چهره خواب الود و تا حدودي اخمالوي ايشان بدرد يک برنامه صبحگاهي نمي خورد

به نظر من که در طول اين سيزده سال معمولا برنامه صبح بخير ايران را دنبال مي کردم فقط اقايان رشيد پور و واحدي بودند که با چهره اي بشاش و بذله گوئيهاي خاص خود مختص يک برنامه صبحگاهي بودند و در ابتداي روز به بيننده خود انرژي لازم را منتقل مي کردند


3-اين برنامه اگرچه بخشهاي مختلف دارد که برخي از اين بخشها نيز به نوبيه خود براي يک برنامه صبحگاهي لازم است اما اجراي اين بخشها نيز به افرادي کم تجربه سپرده شده است که بعضا ويژگيهاي يک مجري را ندارند
4- ونهايتا اينکه اگر برنامه اي با مردم و دغدغه هاي روزانه انها همراه نباشد قطعا جايگاه خود را در نزد مخاطب ازدست خواهد داد شايد يکي از جذابيتهايي که به برنامه صبح بخير ايران اخيرا اضافه شده بود بخشي به نام حرف اضافه بود که در قالب طنز دغدغه هاي روزانه مردم را مطرح ميکرد چيزي که در برنامه صبح عالي بخير ديده نمي شود
ديروز و امروز برخي سايتهاي خبري و وبلاگها نحوه پوشش خبري حادثه انفجار شيراز در صداوسيما را دستمايه اي قرار دادند براي حمله اي ديگر به اين رسانه و عناويني چون سانسور حيرت انگيز انفجار شيراز در رسانه ملي! و يا سکوت خبري صداوسيما را درخصوص نحوه پوشش خبري حادثه انفجار شيراز در صداوسيما بکار بردند

محل انفجار درحسينيه سيدالشهدا
براي خودم جالب بود که ببينيم صداوسيما با اين قضيه چگونه برخورد کرده است
حادثه ساعت ۲۱:۱۵ اتفاق مي افتد
خبر انفجار ساعت ۲۲:۳۶روي تلکس واحد مرکزي خبر قرار مي گيرد
ساعت ۲۲:۴۱ دقيقه خبر از بخش خبري ۲۲:۳۰شبکه دوم سيما پخش مي شود
ساعت 23 از بخشهاي خبري شبکه سراسري و شبکه پيام راديو اين خبر پخش مي شود
ساعت ۲۳:۳۰شبکه خبر اين خبر را پوشش مي دهد
ساعت 24بخش خبري شبکه 5 سيما هم به اين خبر مي پردازد
العالم ساعت ۲۲:۴۰به صورت زيرنويس و ساعت ۲۳به صورت خبر اين حادثه را اعلام مي کند
ساعت ۱:۳۰بامداد پرس تي وي گزارش تلفني از اين موضوع پخش مي کند
با اين حساب نمي دانم ايا مي شود اينرا سانسور خبري يا سکوت خبري ناميد ؟!! يا اينکه چون برخي منبع کسب اطلاعاتشون فقط اينترنت و ماهواره است و اصلا به بخشهاي خبري صداوسيما توجهي نمي کنندمي توانند بگويند که رسانه ملي سانسور يا سکوت خبري داشته است ؟!!
همين سايتها با مقايسه نحوه پوشش حادثه انفجار شيراز در رسانه هاي غربي و صداو سيما مي گفتند در حاليکه اين حادثه به خبر اول رسانه هاي خارجي مانند الجزيره ،بي بي سي،آسوشيتدپرس،سي ان ان، العربيه،فرانس پرس و... تبديل شده است رسانه ملي در خصوص ان سکوت کرده است اين روزها درسي به نام پوشش خبري را مي گذرونم روز شنبه دکتر سلطاني فر در خصوص تاکتيک بزرگنمايي صحبت مي کردند و اينکه هيچ گربه اي براي رضاي خدا موش نمي گيره و هيچ رسانه اي بي خود و بي جهت خبري را پخش نمي کنه و باز هم هيچ رسانه اي بدون هدف و انگيزه خبري را بزگنمايي نمي کنه رسانه هاي غربي با بزرگنمايي اين خبر و پوشش وسيع ان به نظر من چند هدف را پي گيري مي کردند 1-ناامن جلوه دادن ايران (اين در حاليست که عليرغم تحريمهاي پي در پي، ايران همچنان قراردادهاي کلاني را باکشورهاي مختلف منعقد مي کند و در نوروز امسال نيز با ان همه تبليغات عليه ايران ، شمار گردشگران خارجي که از ايران بازديد کرده بودند افزايش قابل ملاحظه اي داشته است )2-بابيان اينکه اين انفجار در محلي رخ داده است که موضوع بهائيت مطرح مي شده است تلاش کردند وجود جنگ مذهبي در ايران را برجسته کنند3- تاثيرگذاري در حضور مردم در دور دوم انتخابات مجلس شوراي اسلامي همچنان که برخي از شبکه به ويژه الجزيره انگليسي اين انفجار را به موضوع انتخابات مجلس ربط داده بود و .....
لينکهاي مربوطه
سايت رهپويان وصال شيراز که اين روزها منبع خبري خوبي براي بسياري گشته است