|
علوم ارتباطات اجتماعی
|
||
|
وبلاگ دانشجویان کارشناسی ارشد علوم ارتباطات دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات |



براي همه دوستان آرزوي موفقيت و پيروزي دارم و اميدوارم اونها رو در مدارج علمي بالاتر ببينم
مثلث شيشه اي سومين سري از برنامه هاي رضا رشيد پور بعد از شب شيشه اي و عبور شيه اي است که جايگاه ويژه اي بين مخاطبان پيدا کرده است به نظرم 3عامل در موفقيت اين برنامه موثر بوده است

1- اولين آن دعوت از چهره هاي محبوب و مشهور در عرصه هاي هنر، ورزش و سياست است که خود عامليست قوي براي جذب مخاطب .
2- دومين عامل، اجراي خوب رشيد پور در برنامه مثلث شيشه اي و جسارت و جرات ايشان در طرح برخي از نکات است رشيد پور اگرچه مجري بسيار خوبي براي برنامه هاي اجتماعي مانند صبح به خير ايران بوده و هست اما در قالب گفتگو نيز با تکيه بر اطلاعاتي که از قبل تهيه مي کند و به قول خانم چيستا يثربي در جايگاه يک کارشناس مجري ظاهر مي شود توانسته است تا حدود زيادي نظر مثبت مخاطبان را جلب کند اگرچه به نظر مي رسد در زمينه هنر به علت اشرافي که بر سينما و تئاتر و... دارد بسيار مسلط تر برنامه اجرا مي کند و در زمينه هاي ديگر به ويژه زماني که افرادي مانند دکتر فقيه و بذرپاش را دعوت مي کند که هر کدام مسئول يک سازمان هستند تسلط کمتري دارد اما به هر حال اجراي نسبتا موفق اين کارشناس مجري نيز عاملي براي جذب مخاطبان شده است
3-سومين نکته دکور جالب و به روزي است که در اين برنامه استفاده شده است منظورم از به روز فاصله گرفتن از دکورهاي قديمي و کليشه اي گفتگوهاست که دو تا صندلي و گاهي اوقات يک ميز مي گذارند و دور ان گفتگو را برگزار مي کنند و اصلا به رنگ اميزي دکور و نورپردازي صحنه توجهي نمي شود در اين دکور علاوه بر اينکه از نور پردازي و رنگ اميزي خوبي بهره گرفته شده است از دو المان مثلث و شيشه درجاي جاي ان استفاده شده است که خود جالب توجه است
اينها را نوشتم که به يکي از بهترين برنامه هاي رشيدپور در مثلث شيشه اي هم اشاره اي داشته باشم گفتگوي رضا رشيد پور با فيروز کريمي مربي سابق استقلال و برنده جشنواره طنز گل اقا

اين برنامه به قدري طنز و خنده دار بود که خود رشيد پور هم کمتر مي توانست جلوي خود را بگيرد ما هم که يک روز پرکار را پشت سر گذاشته بوديم و از هميشه خسته تر بوديم بااين برنامه ان شب خستگي از تنمان درامد
بخشهایی از گفتگوی رشید پور با فیروز کریمی رو می تونیداینجا و اینجا ببینید
امروزه باهمه گير شدن تکنولو ژيهاي جديد، شيوه نويني از خبرنگاري نيز پا به عرصه وجود گذاشته است و آن شهروندان خبرنگار است .
شهروندان خبرنگار کساني هستند که با وسايلي مانند دوربينهاي عکاسي و فيلمبرداري و موبايلهايي که در اختيار دارند ازحوادث و وقايع مختلف فيلم و تصويرگرفته و انرا براي انعکاس درجامعه در اختيار رسانه ها قرار مي دهند برخي از اين تصاوير منبعي مي شود خبري براي رسانه هاي بسياري دردنيا نمونه بارز آن که اين روزها سرو صداي زيادي هم به پاکرده است مربوط به سخنراني عباس پاليزدار درخصوص مفاسد اقتصادي در دانشگاه بوعلي همدان است که با پخش فيلم اين سخنراني درسايتهاي اينترنتي توسط يک شهروند ، اين فيلم به سرعت منبع خبري براي بسياري از رسانه هاي مکتوب و صوتي و تصويري خارج از کشور تبديل شد بحث ما درستي يا نادرستي سخنان پاليزدار نيست بلکه کارکردي است که شهروندان خبرنگار مي توانند داشته باشند

پيش از اين نيز نمونه هايي از توليدات شهروندان خبرنگار در سراسر دنيا بوده است که به سرعت به منبع خبري بسياري از رسانه هاي مهم دنيا تبديل شده است
تهيه فيلم و عکس از بمب گذاريهاي هفتم جولاي 2005 در لندن نمونه اي از توليدات شهروندان خبرنگار است . در آن حادثه نخستين تصويري که بعد از وقوع انفجار از ايستگاه قطار زير زميني به بيرون مخابره شده، تصويري بود که بوسيله گوشي تلفن همراه يکي از مسافران قطار گرفته شده بود. يکي از رويدادهاي مهم خبري در پايان سال 2006 اعدام صدام بود. تصاوير رسمي ويديويي که از اعدام صدام در شبکه هاي خبري به نمايش گذاشته شد، بدون صدا و تنها تا زماني را نشان مي داد که صدام به پاي چوبه دار برده شد و سپس جسد رييس جمهور سابق عراق را پوشيده در کفن سفيد نشان مي داد.ولي مدت زمان زيادي از اجراي حکم اعدام نگذشت که چهره ديگري از اجراي حکم اعدام در رسانه ها به تصوير کشيده شد و اينبار نه از طريق ادامه پخش همان فبلم ويديويي ، بلکه بوسيله فيلم کوتاهي که با تلفن همراه يکي از حاضرين در پايين چوبه دار صدام ضبط شده بود. اين ويديو کمتر از چند ساعت به شبکه هاي معتبر خبري جهان و وب سايتهاي ويديوي مانند يوتيوب و گوگل راه پيدا کرد و در دسترس همگان قرار گرفت.
فيلم شهروندان خبرنگار از اعرام صدام
در اوايل ماه نوامبر سال 2006 نيز يکي از دانشجويان حاضر در کتابخانه دانشگاه کاليفرنيا در لس آنجلس، صحنه درگيري يک دانشجوي ايراني با پليس دانشگاه و ضرب و شتم او با شوک دهنده الکتريکي را بوسيله تلفن همراه خود ضبط کرده و بر روي سايت يوتيوب قرار داد اين تصاوير نيز خيلي سريع در تلويزيونها به ويژه شبکه هاي تلويزيوني ايران منعکس شد و موجب اعتراض بسياري از ايرانيان شد

فيلم ضرب وشتم دانشجوي ايراني در داشنگاه کاليفرنيا
اينها تنها چند نمونه کوچک از کارکرد بزرگ شهروندان خبرنگار است و صدها بلکه هزاران از اين نمونه وجود دارد که روزانه در سايتهاي اينترنتي و تلويزيونها بدون هيچگونه سازماندهي منتشر مي شود
اما اگر اين شهروندان خبرنگار براي يک رسانه مانند يک شبکه خبري سازماندهي شوند قطعا منبعي غني از خبرهاي مهمي مي شوند که روزانه در گوشه و کنار دنيا اتفاق مي افتد
سالهاي گذشته درايام رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي ، صداوسيما معمولا برخي از سخنراني هاي امام خميني را در موضوعات مختلف پخش مي کرد و يا اينکه مجموعه هايي در مورد زندگي ايشان پخش مي کرد که به سبب پخش چندباره جذابيت خاصي براي مخاطبان نداشت شايد جذابترين مجموعه اي که در سالهاي اخير پخش شد مجموعه اي بود که شبکه تلويزيوني المنار در مورد زندگي امام خميني ساخته بود و سال گذشته از شبکه سوم سيما پخش شد اما امسال به همت سيد مهدي شريفي از خبرنگاران خوش ذوق و پرتلاش واحد مرکزي خبر مستندي به نام سيره عملي امام روح الله ساخته شد که اين مستند بسيار مورد توجه مخاطبان و بينندگان قرار گرفت تا جائيکه به علت استقبال از اين مجموعه مسئولان صداوسیما تصميم گرفتند مستند سيره عملي روح الله را در شبکه هاي مختلف سيما و در ساعات مختلف پخش کنند تا همه مخاطبان امکان تماشاي اين مجموعه را داشته باشند اين مجموعه در اصل خلاصه اي از تاريخ معاصر انقلاب اسلامي بود که از زمان بازگشت امام به ايران تا زمان رحلت ايشان را به تصويرکشيده بود در اين بين سيره عملي امام در برخورد با مسائل گوناگون به خوبي به تصوير کشيده شده بود و استفاده از تصاويري که تاکنون منتشر نشده بود به جذابيت اين مجموعه افزوده بود
پيش از اين نيز گفته بودم که براي ساختن يک گزارش خوب و جذاب دونکته بايد مورد توجه قرار بگيرد اول مطالعه و تحقيق پيرامون موضوع گزارش ، دوم استفاده از تصاوير مستند مربوط به ان گزارش که از اين دونکته سيد مهدي شريفي به خوبي بهره مي برد
با بازتابي که اين مجموعه در بين مردم عادي و رسانه هاي مکتوب و فضاي سايبر داشته است هيچ ترديدي براي موفقيت اين مجموعه باقي نمي ماند براي سيد مهدي شريفي ارزوي موفقيت دارم و اميدوارم که در آينده نيز شاهد مجموعه هايي از اين قبيل ازايشان باشيم
در ضمن مجموعه سيره عملي امام روح الله را مي توانيد از وبلاگ ايشان دانلود کنيد
بالاخره بعد ازحدود سيزده سال فعاليت مجموعه صبحگاهي "صبح به خير ايران " شبکه اول سيما و اجراي مجري هاي مختلف در اين مجموعه و عوض شدن چندباره تهيه کننده اين برنامه و تغيير دکوراسيونهاي مختلف ،مسئولان شبکه يک سيما به اين نتيجه رسيدند براي جذب مخاطب بايد برنامه جديدي را جايگزين برنامه صبح بخير ايران کرد اين درحالي بود که مسئولان برنامه پرمخاطب "سلام مردم ايران" درشبکه دوم سيما پس ازحدود دوسال بهتر ديدند که هم به خود و هم به مخاطب استراحتي بدهند تا سرنوشت برنامه شان به سرنوشت بسياري از برنامه هايي که سالها ادامه دارد و تنها از انها اسمي بيش نمانده است و جذابيتي نيز براي مخاطب ندارد تبديل نشود
اما به نظر مي رسد اين تغييرات نيز مانند تغييرات گذشته نه تنها دردي را دوانکرده است بلکه مخاطبان اندکي را که صبح بخير ايران در ماههاي اخير به خود جذب کرده بود از دست خواهد داد البته قبول دارم که با گذشت يک هفته از اين تغييرات هنوز قضاوت زود است اما چند نکته نشانه اي است بر تائيد گفته من:
1-عنوان برنامه "صبح عالي بخير" انتخاب شده است لفظي که به جاي اينکه مخاطب را به برنامه نزديک کند بين مخاطب و برنامه فاصله مي اندازد در فرهنگ مردم ايران معمولا صبح عالي بخير بکار برده نمي شود و اگر بکار برده شود هم درمواقع خاص و مواقعي است که براي احترام به يک مقام عالي تر بکار برده مي شود
2-مجري وگوينده در يک برنامه حرف آخر ان برنامه را مي زندو به همين دليل است که براي هر برنامه بايد مجري و گوينده متناسب با محتواي ان برنامه انتخاب شود شايداين مثال به خوبي منظور مرا برساند مثلا براي برنامه گفتگوي ويژه خبري نمي شود از عموپورنگ استفاده کردزيراعموپورنگ براي اجرا در برنامه هاي ويژه کودکان ساخته شده است ومرتضي حيدري هم براي گفتگوهاي جدي وچالش برانگيز مانندگفتگوي ويژه خبري و ازهمين روست که اقاي ميلاني مجري برنامه صبح عالي بخير فقط در قالب گردشگري و معرفي اثار اماکن ديدني مورد توجه مخاطب قرار مي گيرد و نه صداي ايشان و نه چهره خواب الود و تا حدودي اخمالوي ايشان بدرد يک برنامه صبحگاهي نمي خورد

به نظر من که در طول اين سيزده سال معمولا برنامه صبح بخير ايران را دنبال مي کردم فقط اقايان رشيد پور و واحدي بودند که با چهره اي بشاش و بذله گوئيهاي خاص خود مختص يک برنامه صبحگاهي بودند و در ابتداي روز به بيننده خود انرژي لازم را منتقل مي کردند


3-اين برنامه اگرچه بخشهاي مختلف دارد که برخي از اين بخشها نيز به نوبيه خود براي يک برنامه صبحگاهي لازم است اما اجراي اين بخشها نيز به افرادي کم تجربه سپرده شده است که بعضا ويژگيهاي يک مجري را ندارند
4- ونهايتا اينکه اگر برنامه اي با مردم و دغدغه هاي روزانه انها همراه نباشد قطعا جايگاه خود را در نزد مخاطب ازدست خواهد داد شايد يکي از جذابيتهايي که به برنامه صبح بخير ايران اخيرا اضافه شده بود بخشي به نام حرف اضافه بود که در قالب طنز دغدغه هاي روزانه مردم را مطرح ميکرد چيزي که در برنامه صبح عالي بخير ديده نمي شود
ديروز و امروز برخي سايتهاي خبري و وبلاگها نحوه پوشش خبري حادثه انفجار شيراز در صداوسيما را دستمايه اي قرار دادند براي حمله اي ديگر به اين رسانه و عناويني چون سانسور حيرت انگيز انفجار شيراز در رسانه ملي! و يا سکوت خبري صداوسيما را درخصوص نحوه پوشش خبري حادثه انفجار شيراز در صداوسيما بکار بردند

محل انفجار درحسينيه سيدالشهدا
براي خودم جالب بود که ببينيم صداوسيما با اين قضيه چگونه برخورد کرده است
حادثه ساعت ۲۱:۱۵ اتفاق مي افتد
خبر انفجار ساعت ۲۲:۳۶روي تلکس واحد مرکزي خبر قرار مي گيرد
ساعت ۲۲:۴۱ دقيقه خبر از بخش خبري ۲۲:۳۰شبکه دوم سيما پخش مي شود
ساعت 23 از بخشهاي خبري شبکه سراسري و شبکه پيام راديو اين خبر پخش مي شود
ساعت ۲۳:۳۰شبکه خبر اين خبر را پوشش مي دهد
ساعت 24بخش خبري شبکه 5 سيما هم به اين خبر مي پردازد
العالم ساعت ۲۲:۴۰به صورت زيرنويس و ساعت ۲۳به صورت خبر اين حادثه را اعلام مي کند
ساعت ۱:۳۰بامداد پرس تي وي گزارش تلفني از اين موضوع پخش مي کند
با اين حساب نمي دانم ايا مي شود اينرا سانسور خبري يا سکوت خبري ناميد ؟!! يا اينکه چون برخي منبع کسب اطلاعاتشون فقط اينترنت و ماهواره است و اصلا به بخشهاي خبري صداوسيما توجهي نمي کنندمي توانند بگويند که رسانه ملي سانسور يا سکوت خبري داشته است ؟!!
همين سايتها با مقايسه نحوه پوشش حادثه انفجار شيراز در رسانه هاي غربي و صداو سيما مي گفتند در حاليکه اين حادثه به خبر اول رسانه هاي خارجي مانند الجزيره ،بي بي سي،آسوشيتدپرس،سي ان ان، العربيه،فرانس پرس و... تبديل شده است رسانه ملي در خصوص ان سکوت کرده است اين روزها درسي به نام پوشش خبري را مي گذرونم روز شنبه دکتر سلطاني فر در خصوص تاکتيک بزرگنمايي صحبت مي کردند و اينکه هيچ گربه اي براي رضاي خدا موش نمي گيره و هيچ رسانه اي بي خود و بي جهت خبري را پخش نمي کنه و باز هم هيچ رسانه اي بدون هدف و انگيزه خبري را بزگنمايي نمي کنه رسانه هاي غربي با بزرگنمايي اين خبر و پوشش وسيع ان به نظر من چند هدف را پي گيري مي کردند 1-ناامن جلوه دادن ايران (اين در حاليست که عليرغم تحريمهاي پي در پي، ايران همچنان قراردادهاي کلاني را باکشورهاي مختلف منعقد مي کند و در نوروز امسال نيز با ان همه تبليغات عليه ايران ، شمار گردشگران خارجي که از ايران بازديد کرده بودند افزايش قابل ملاحظه اي داشته است )2-بابيان اينکه اين انفجار در محلي رخ داده است که موضوع بهائيت مطرح مي شده است تلاش کردند وجود جنگ مذهبي در ايران را برجسته کنند3- تاثيرگذاري در حضور مردم در دور دوم انتخابات مجلس شوراي اسلامي همچنان که برخي از شبکه به ويژه الجزيره انگليسي اين انفجار را به موضوع انتخابات مجلس ربط داده بود و .....
لينکهاي مربوطه
سايت رهپويان وصال شيراز که اين روزها منبع خبري خوبي براي بسياري گشته است
آقای کابورن یکی از سناتورهای جمهوری خواه نسخه ای از برنامه های پخش شده از صدای آمریکای فارسی را به زبان انگلیسی از متصدیان این رسانه درخواست کرده است. وی طی این درخواست به گزارشاتی از سوء مدیریت این رسانه اشاره می کند که طی آن اجازه می دهد تا محتواهای ضد امریکایی به طور مرموزی به آن نفوذ کند.
وی همچنین توضیح می دهد که این رسانه وقت بیش از حدی را به مهمانان دارای دیدگاههای جانبدارانه از ایران می دهد. وی گفت صدای امریکا برای ارتقا ارزشهای آزادی فردی در رسانه های فارسی زبان خود به اندازه کافی جدی و خشن عمل نکرده است.
این انتقاد را می توان نمونه ای دانست از وابستگی رسانه ها. در کشوری چون امریکا که داعیه آزادی بیان و انتقاد پذیری دارد این گونه برخورد با رسانه نشانه تبعیض و نگاه جانبدرانه آن نسبت به رسانه و عملکرد آن است. شعارهای داده شده نشان از آزادی بیان و بی طرفی است اما صدا صدای امریکاست. بالاخره باید پذیرفت که کشوری چون امریکا نیز نمیتواند از جانبداری و سوگیری مبرا باشد.
با قانوني که در مجلس هفتم در خصوص تبليغات انتخابات تصويب شد تبليغات هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي تفاوت ملموسي با تبليغات گذشته پيدا کرد اگرچه با اين قانون تا حدودي سعي شد از اسراف و تبليغات پوستري آنچناني و کاغذ ديواريهاي خيابانها جلوگيري شود اما عملا شهر رنگ و بو و حال و هواي انتخابات به خود نگرفت با اعمال اين قانون که دست و پاي نامزدهاي انتخاباتي و حزبها و جناح ها تاحدودي بسته شده بود برخي مجبور شدند به شيوه هاي نوين تبليغاتي روي بياورند از جمله اين شيوه ها ارسال اس ام اس يا همان پيام کوتاه بود که در جاي خود قابل توجه بود استفاده از بستر فضاي مجازي نيز اينبار در مقايسه با سالهاي گذشته بيشتر مورد توجه قرار گرفت حتي وزارت کشور هم با راه اندازي سايتي که به هرکدام ازنامزدها اجازه مي داد اطلاعات خود را در صفحه مخصوص به خود قرار دهند درفضاي سايبر داخل شد اگرچه متاسفانه با توجه نبود اطلاعات کافي و يا اعتقاد نداشتن به فضاي سايبر يا دلايل ديگر بسياري از اين امکان استفاده نکردند و در پايتخت که امکان دسترسي به اينترنت بهتر از ديگر نقاط است فقط 155کانديدا از تعداد 841 کانديداي تهران از اين امکان استفاده کردند يعني تنها ۴۳/۱۸ درصد نامزدها ،
علاوه بروزارت کشور که اين امکان را ايجاد کرده بود بسياري نيز تلاش مي کردند که از اين فضا براي تبليغ خود استفاده کنند عده اي با ايجاد سايت يا وبلاگ تلاش مي کردند که خود و ديدگاههايشان را به مردم معرفي کنند اما با وجود انبوه سايتها و وبلاگهايي که در دنياي مجازي وجود دارد بسياري از اينها بلااستفاده ماند و خوانده نشد ودرنهايت تاثير چنداني نيز در جلب آرا نداشت اگرچه مخاطبان هرچند اندک اينگونه وبلاگها و سايتها معمولا عميق تر با ديدگاههاي کانديداها اشنا مي شدند .
عده اي نيز تبليغات خود و گروهشان را به سايتهاي پر بيننده از جمله سايتهاي خبري سپردند در اين ميان شايد سايت تابناک يا همان بازتاب قديم که به نظر مي رسد بيشترين مخاطبان داخلي را دارد با استقبال بيشتري روبرو شد


اما عده اي که به نظر مي رسد فضاي مجازي را بهتر از ديگران شناخته بودند تبليغات خود را در صفحه اول سرويسهاي ارائه دهنده وبلاگ قرار دادند اولين انها سعيد ابوطالب بود که از روز اول اغاز تبليغات ، تبليغات خودرا به بلاگفا دادند سرويسي که روزانه صدها هزار بازديدکننده دارد

به هر حال به نظر مي رسد اگر فرهنگ استفاده از فضاي سايبر براي تبليغات در بين نامزدهاي انتخاباتي و مخاطبان جا بيفتد هم مقرون به صرفه خواهد بود هم از اسراف و کثيفي شهرها جلوگيري خواهد کرد
چرا امروز امکان انتقاد از فضای سیاسی در جوامع بیش از گذشته است؟
در پاسخ به پرسش فوق که جناب دکتر سلطانی فر در کلاس درس آنرا مطرح کردند گرچه جای بحث و بررسی بیشتری را می طلبد اما آنچه به نظر من می رسد به طور خلاصه در زیر مطرح کرده ام. بی شک نقطه نظرات دیگری نیز وجود دارد که می تواند کامل تر و بهتر کننده موارد زیر باشد. طی دو بخش رویکرد جوامع و رویکرد حکومتها می توان دو تقسیم بندی زیر را برای پاسخ به این پرسش قایل شد:
1) توسعه روز افزون ارتباطات ووسایل ارتباط جمعی گسترش و نفوذ بیش از پیش ارتباطات میان فردی چهره به چهره تا ارتباطات جمعی را می توان یکی از عوامل ایجاد کننده شرایط مساعد جهت انتقاد از فضای سیاسی دانست. با افزایش فضای ارتباطی فضای گفتمان و انتقاد نیز افزایش می یابد. در حقیقت همان چیزی که به عرصه عمومی خوانده می شود در چنین شرایطی ظهور جدی تر و موثر تری خواهد داشت . امروزه نفوذ بیش از پیش رسانه ها در فضاهای خصوصی عاملی موثر و قوی برای حفظ تعاملات ارتباطی جمعی و میان فردی می باشد. سهولت دسترسی و مخاطرات کمتر باعث می شود که افراد دیدگاههای خود را هرچند کم اهمیت هم باشد می توانند ابراز داشته و فضای گفتمان و نقد را گرم تر کنند. امروزه در دورترین و محرومترین نقاط نیز می توان نقدها و حرفهای جدیدی را شنید که تا چندی پیش مجالی برای اظهار آن وجود نداشت. ابزار گسترده و فرامرزی رسانه های امروزی چنین امکانی را برای همه فراهم کرده تا قدرت بیان آرا و عقاید خود را داشته باشند.
2) افزایش آگاهی – دانش و آگاهی افزایش یافته به واسطه رشد فکری و ارتباطی جوامع نیز امکان انتقاد را در پی دارد چرا که افزایش دانش افزایش مسئولیت پذیری و دخالت در امور فردی و جمعی را به دنبال دارد. البته طبیعی است که هرچه به جامعه مدنی نزدیکتر شویم آگاهی افراد نسبت به حقوق شهروندی بالاتر رفته و تضارب آرا در آنجا پر رنگ تر می شود. آگاهی شهروندان نسبت به حقوق مدنی و شهروندی مبنایی برای نکته سنجی و داشتن دیدگاهی انتقادی می باشد و هر گاه خلایی از سوی دولتمردان در این زمینه مشاهده شود انتقادات مربوطه از سوی شهروندان مطرح می گردد.
3) ظهور و رشد مجامع حقوق بشری – با ایجاد و رشد و گسترش فعالیت انجمنها مجامع و سازمانها و کنوانسیونهای بین المللی حقوق بشری دولت ها و حکومتها مجبورند که اگر چه به ظاهر هم که شده امکانی را برای انتقاد از فضای سیاسی حاکم فراهم نمایند تا وجاهت قانونی و شرعی خود را اعلام و تبلیغ کنند. در جوامع توسعه یافته که حقوق شهروندی و نظام جامعه مدنی در آنها نهادینه شده است همواره نهادهایی برای کنترل مناسبات حاکم و رفتار حاکمیت وجود داشته و موشکافانه به بررسی عملکرد نظام حاکم مشغول است . در چنین جوامعی نه تنها انتقادات شدت و حدت بیشتری دارد بلکه به شکلی سازماندهی شده و رسمی بیان می شود و البته پر واضح است که به دلیل حمایتهای قانونی و بین المللی از این نهادها عاملی مهم برای انتقاد قوی تر و حضور جدی تر آنها می باشد.
نگاهي به کودکي و نوجواني خودم که مي کنم مي بينم چه تفاوتهاي فاحشي با دنياي کودکان و نوجوانان امروزي وجود دارد در دوران کودکي ما اصلا چيزي به نام کامپيوتر وجود نداشت يادمه که دوران راهنمايي بودم که در يک مسابقه اي شرکت کرديم و من هم جز نفرات اول اون مسابقه شدم جايزه ما اين بود که يک دوره کلاسهاي داس رو اون هم با کامپيوترهاي اون دوره زمونه که بيشتر شبيه اسباب بازي بود تا کامپيوتر بگذرونيم اگرچه اون کلاسها رو گذرونديم اما از اون کلاس هيچي يادم نموند چون اصلا نه توي خونه نه توي مدرسه کامپيوتري وجود نداشت که باهاش تمرين کنيم
اما کودکان امروزه نه تنها کامپيوتر بلکه با جديدترين ابزارهاي الکترونيکي و ارتباطي اشنايي کامل دارند و روزانه از اونها استفاده مي کنند من قبلا با وبلاگ يک پسر 8ساله به نام صهيب بهراميان از بوکان اشنا شده بودم که در نوع خودش برام جالب بود اما ديروز اتفاقي به وبلاگ دختر 5ساله اي برخوردم به نام آنا که اين ديگه برام خيلي جالب بود آنا با اينکه خودش هنوز بلد نيست چيزي بنويسه اما دوست داره از اين فضا هم استفاده کنه و براي همين احتمالا به کمک والدينش يا داداشش چندتا عکس گذاشته توي وبلاگش .
راستي که عصر ما عصر ارتباطات است