|
علوم ارتباطات اجتماعی
|
||
|
وبلاگ دانشجویان کارشناسی ارشد علوم ارتباطات دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات |
دیپلماسی نرم،جلوه قدرت در عرصه بین الملل
در جهان پرتحول کنونی که عرصه های مختلف زندگی بشر دچار تغییر و دگرگونی گردیده،الگوهای سیاست خارجی نیز مورد بازنگری واقع و مبادی و قواعد و حتی نهادهای متولی آن نیز دچار تغییرات مهمی گردیده اند که در صورت عدم فهم دقیق ماهیت این تحولات ،جز ناکامی در حفظ منافع ملی و عمومی و نرسیدن به اهداف مورد نظر نتیجه ای کسب نخواهد گردید.
اکنون که تغییر در ماهیت قدرت و همچنین جایگاه قدرت نرم در عرصه زندگی امروز بشر را مورد بررسی قرار دادیم،ارتباط با سایر کشورها و ملت ها و همچنین ارتباطات در عرصه بین المللی که محل تزاحم و تضاد بین منافع بازيگران مختلف است، كسب حقوق خود و تامين منافع ملی و حفظ اصول اساسی ،تابعی از معادلات قدرت است که وجهه ای از آن از طریق دیپلماسی صورت مي گیرد.تعابيرو تعاریف متعددی از دیپلماسی صورت گرفته است که به دو مورد اشاره می کنیم.
روزگاری برای مدیریت ذهن و دل بشر
توسعه فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی در عصر ارتباطات ،تحولات عمده ای را در نقش و کارکرد این رسانه ها بوجود آورده است.برای فهم دقیق این نقش و کارکرد ،می توان یک سوال اساسی مطرح کرد و آن اینکه :ما جهان را چگونه درک می کنیم؟ یا به عبارتی درک ما از جهان چگونه شکل می گیرد؟ ما در خصوص بسیاری از مفاهیم و پدیده ها تصوراتی در جهان خود داریم که در مجموع این تصورات ، قضاوت ما را پیرامون موضوعات و مسائل مختلف و همچنین رفتارهای ما را شکل می دهند.این تصورات چگونه شکل می گیرند؟آیا ما در مواجهه واقعی و عینی با مفاهیم و پدیده ها تصوراتمان را درمی یابیم یا اینکه عوامل دیگری هستند که به ما امکان تجربه مجازی پدیده های نادیده و اعمال ناکرده را میسر می سازند؟
قدرت و ماهیت متغیر آن
گسترش فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی همانطور که زمینه پیدایش عصر ارتباطات را فراهم نمود همه ابعاد زندگی بشر را درنوردید و ماهیت پدیده ها و مفاهیم جاری در حرکت انسانها را متحول كرد. این تحول در تمام پدیده ها اعم از اقتصادی، اجتماعی و سیاسی قابل مشاهده و بیان است.بررسی چیستی دیپلماسی عمومی را باید از حوزه سیاسی شروع کنیم اگر چه در ذات خود پدیده های فرهنگی ، اجتماعی و حتی اقتصادی در بطن آن نهفته اند.در حوزه سیاست مفهومی بنام "قدرت" زیربنا و پایه بسیاری از مفاهیم در این حوزه است.به یقین برای بررسی ماهیت پدیده هایی مثل: جنگ،دفاع،امنیت،استعمار،اسارت و از جمله دیپلماسی ابتدا باید ماهیت واژه کلانتری بنام "قدرت" را بدرستی بشناسیم.
با سلام خدمت همه خوانندگان عزيز اين وبلاگ.سال نو را خدمت همه عزيزان تبريك عرض ميكنم.تعطيلات نوروزي فرصتي فراهم كرد تا بتوانم مجددا در خصوص يكي از حوزه هاي علوم ارتباطات بررسي بيشتري داشته باشم. امسال بيشتر "ديپلماسي عمومي" دغدغه فكري بنده بود.بخصوص با تحولاتي كه در كشورهاي عربي اتفاق افتاد اين موضوع حساسيت بيشتري طلب ميكند.اميدوارم در روزهاي آينده بتوانم بخشهايي از مطالب و جمعبندي هاي خود را پيرامون اين موضوع در اين وبلاگ قرار دهم.سالي پر از خير و بركت براي همه عزيزان آرزومندم.


"کيميا خاتون" کتابي است که به شکلي، به شرح حال اندروني زندگي مولانا مي پردازد. اين کتاب که توسط خانم سعيده قدس نوشته شده، طي چند دوره تجديد چاپ شده است. در اين کتاب با احوال زنان و فرزندان مولانا بيش از بقيه شخصيت ها و ماجراهاي زندگي او آشنا مي شويم. کيميا خاتون (که قهرمان داستان است) نام دختري است که پدر خود را (که سرداري بوده است)، در جنگ از دست داده و به همراه مادر خود در باغي که به آن ها به ارث رسيده است، زندگي مي کند. اين دختر که در آينده به عقد شمس تبريز درمي آيد، هنوز به سن بلوغ نرسيده و در دنياي کودکانه اش زندگي مي کند. مادر وي طي رفت و آمدهاي زياد و مراسمي خاص به عقد مولانا درآمده و به اندروني وي نقل مکان مي کند. کيميا خاتون نيز با دلخوري و نارضايتي از اين جابجايي، بايد از مادر تبعيت کند. بنابر اين به منزل مولانا رفته و در کنار ديگر همسران و فرزندان مولانا زندگي تازه اي را شروع مي کنند. اين زندگي تازه تلخي هاي بسياري را در پي دارد که نويسنده در داستان خود مفصل به آن پرداخته است.
ما در اين رمان اگر چه بيشتر با وضعيت زنان و بچه هاي خانه مولانا آشنا مي شويم، اما از آن جا که ويژگي هاي شخصيتي مولانا و شمس از جايگاه برجسته و بالايي (هم در داستان و هم در عالم واقع) برخوردار است، لذا با توجه به نظريه هاي ارتباطي از جمله نظريه "دريافت " با رويکرد تحليل فرهنگي و نظريه "کاشت" گربنر، مي توان انتظار داشت که اين رمان، الگويي ادراکي از شخصيت هاي داستان و ويژگي هاي گوناگون آن ها را در ذهن مخاطبين خود کشت کند.

نويسنده اين کتاب که جزييات زندگي مولانا را در قالب رمان به نگارش درآورده است، در واقع به نوعي جايگاه زن را در زندگي مولانا به باد انتقاد گرفته است. اگر چه نويسنده، خود نيز در ابتدا به رمان بودن داستانش اشاره مي کند، اما با توجه به اين که اين رمان داستان شخصيت بسيار برجسته ايراني است، و همچنين خوانندگان رمان تعداد قابل توجهي هستند، لذا با توجه به تاثير گذاري کتاب به عنوان يکي از رسانه هاي ارتباط جمعي که ارزش ماندگاري بيشتري نيز نسبت به بقيه دارد، لازم به نظر مي رسد که نگاهي به اين داستان با اندکي تامل بنماييم.
داستان ابتدا با شرح حالي از مادر کيميا خاتون و چگونگي زندگي وي و با مختصر گزارشي از همسر او شروع مي شود. از توصيف هاي نويسنده برمي آيد که اين زن فردي موقر، متين، با شخصيتي استوار و محکم است که پس از کشته شدن همسرش حتي حاضر به ديدن هيچ خواستگاري نيست و قصد دارد تا پايان عمر ازدواج نکند. به زعم خود تعهد محکم وي به شوهرش به او اين اجازه را نمي دهد و اصلا کسي را لايق همسري خود نمي بيند. او که به اشراف زادگان مي ماند، از چنان ابهت و جبروتي برخوردار است که همه با احترام بيش از حدي با وي برخورد مي کنند. اين زن، دلبري و زيبايي را در کنار عقل و منطق سليمي يک جا دارد. نويسنده از زيبايي او چنان وصفي کرده است که فقط در خيال مي توان مثالي را متصور بود. به طور کلي از تمامي ويژگي هاي ظاهري، رفتاري و شخصيت مادر کيميا، در عالم واقعي حداقل کمتر نمونه اي را مي توان يافت که اين چنين باشد.
پس از خواندن همه اين ويژگي هاي رويايي از مادر کيميا خاتون، به اين جا مي رسيم که ....
روز شنبه نشست گفتمانسازي در رسانههاي جهاني با حضور برجسته ترين اساتيد ارتباطات در دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات برگزار شد.

.jpg)
در اين نشست چند نکته به نظرم جالب بود
1- همه اساتيد ارتباطات بر اين نکته تاکيد داشتند که رسانه ها بدون استثنا در صدد گفتمان سازي و شايد به عبارت دقيق تر تصوير سازي در افکار عمومي جهانيان هستند (چندي پيش هنگامي که دريکي از پستهاي خود براين نکته تاکيد داشتم خانمي که خود را خبرنگار بي بي سي معرفي کرده بود اصرار داشت که رسانه ها انهم از نوع غربي فقط واقعيت ها را منعکس مي کنند !!!)
2- در اين نشست سه مقاله از بقيه مقالات کاربردي تر بود و براي خود من از جذابيت بيشتري برخوردار بود اول مقاله دکتر سعيد رضا عاملي مدير گروه ارتباطات دانشگاه تهران که عنوانش بازنمايي ايراني هراسي در گفتمانرسانهاي غرب بود دوم مقاله دکتر ضيايي پرور که در خصوص گفتمان سياسي وبلاگها بود و مقاله سوم نيز مربوط به دکتر بشير رئيس دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق بود که درباره تصوير سازي رسانه هاي غربي از اسلام ومطالعه موردي کاريکاتور در اين خصوص بود بقيه مقاله ها خيلي تئوريک بود و گاها هم تکراري !!!
3-دکتر افخمي رييس گروه ارتباطات دانشگاه علامه که قرار بود درخصوص گفتمانهاي سياسي و کمپين رسانهيي مقاله اش را ارائه دهد گفت به دليل اين که به فهم صحيحي از گفتمانسازي نرسيده است مقاله را نيز به پايان نرسانده است و بيشتر وقت خود را به طنز و شوخي و طعنه اختصاص داد !!
4-يکي ازجالبترين حاشيه هاي اين نشست ، گزارش زنده ان توسط دکتر ضيايي پرور بود دکتر ضيايي پرور به صورت آن لاين مباحث مطرح شده را در سايت خبرنگار مي نوشت .
نشست گفتمان سازي در رسانه هاي جهاني و دستور استاد ارجمند جناب آقاي دكتر سلطاني فر فرصتي فراهم آورد تا به جستجوي بخشي از سوالات ذهني خود در باب گفتمان و بازنمايي بپردازم.اگر چه مفهوم گفتمان به سادگي قابل تبيين و بيان نيست و درك آن به فهم تعدادي ديگر از مفاهيم بستگي دارد اما در اين نوشته سعي شده است تا با گردآوري آرا و نظرات مختلف در كنار هم بتوانيم به يك جمعبندي كلي ذهني دست پيدا كنيم.ضمنا در اين نوشته سعي گرديده با ارائه ويژگيها و شاخص ها، راهكاري عملي براي گفتمان سازي ارائه گردد.
امسال سريالهاي ماه رمضان چنگي به دل نزد سريالهاي طنزکه اصلا جالب نبود نه ازنظر محتوايي و پيامي که هر سريال بايد داشته باشد و نه از نظر اينکه بتواند مخاطب را باطنزهاي به موقع و نه هجويات! شاد کند اين سريالهاي طنز به هيچ وجه قابل مقايسه با سريالهاي طنز سالهاي گذشته نبود . هرسال دريغ از پارسال !!!
روزهاي اول که سريال بزنگاه را نگاه مي کردم ياد جمله اي از امام افتادم که فرموده بودند که صدا وسيما دانشگاه است اما تنها چيزي که در اين سريال ديده نمي شد اموزش نکات و مفاهيم مثبت در جامعه بود


درسه سريال بزنگاه مامور بدرقه و روز حسرت سوژه مشترکي که به ان توجه شده بود اعتياد بود که اين هم در نوع خودش جالب است اگرچه اعتياد يکي از معضلات روز جامعه ما است و بايد هم مورد توجه رسانه ها باشد اما نبايد به گونه اي عمل کرد که قبح ان از بين برود و اين تصور پيش ايد که اعتياد چندان هم که مي گويند مشکل پيچيده اي نيست و مي توان با همان اعتياد زندگي معمولي خود را گذراند و بعدا هم سرموقع انرا ترک کرد نمونه اين سخن من را در هر سه سريال نام برده شده به ويژه سريال بزنگاه مي توان يافت.
ودرنهايت اينکه به نظر من سريال مثل هيچکس و روز حسرت به وظيفه اصلي يک سريال که انتقال پيام با زبان هنر است بيشتر از ديگر سريالها عمل کرده با اين تفاوت که سريال مثل هيچکس از کمترين نقطه ضعف برخوردار بود و خوب هم تمام شد اگرچه سریال زمانی برای پشیمانی که در شبهای قدر از شبکه سوم سیما پخش شد نیز بسیار جالب بود و پیام مهمی را نیز منتقل و مخاطب را نیز تاحدودی به خود جذب کرد اما خوب به پایان نرسید





براي همه دوستان آرزوي موفقيت و پيروزي دارم و اميدوارم اونها رو در مدارج علمي بالاتر ببينم
مثلث شيشه اي سومين سري از برنامه هاي رضا رشيد پور بعد از شب شيشه اي و عبور شيه اي است که جايگاه ويژه اي بين مخاطبان پيدا کرده است به نظرم 3عامل در موفقيت اين برنامه موثر بوده است

1- اولين آن دعوت از چهره هاي محبوب و مشهور در عرصه هاي هنر، ورزش و سياست است که خود عامليست قوي براي جذب مخاطب .
2- دومين عامل، اجراي خوب رشيد پور در برنامه مثلث شيشه اي و جسارت و جرات ايشان در طرح برخي از نکات است رشيد پور اگرچه مجري بسيار خوبي براي برنامه هاي اجتماعي مانند صبح به خير ايران بوده و هست اما در قالب گفتگو نيز با تکيه بر اطلاعاتي که از قبل تهيه مي کند و به قول خانم چيستا يثربي در جايگاه يک کارشناس مجري ظاهر مي شود توانسته است تا حدود زيادي نظر مثبت مخاطبان را جلب کند اگرچه به نظر مي رسد در زمينه هنر به علت اشرافي که بر سينما و تئاتر و... دارد بسيار مسلط تر برنامه اجرا مي کند و در زمينه هاي ديگر به ويژه زماني که افرادي مانند دکتر فقيه و بذرپاش را دعوت مي کند که هر کدام مسئول يک سازمان هستند تسلط کمتري دارد اما به هر حال اجراي نسبتا موفق اين کارشناس مجري نيز عاملي براي جذب مخاطبان شده است
3-سومين نکته دکور جالب و به روزي است که در اين برنامه استفاده شده است منظورم از به روز فاصله گرفتن از دکورهاي قديمي و کليشه اي گفتگوهاست که دو تا صندلي و گاهي اوقات يک ميز مي گذارند و دور ان گفتگو را برگزار مي کنند و اصلا به رنگ اميزي دکور و نورپردازي صحنه توجهي نمي شود در اين دکور علاوه بر اينکه از نور پردازي و رنگ اميزي خوبي بهره گرفته شده است از دو المان مثلث و شيشه درجاي جاي ان استفاده شده است که خود جالب توجه است
اينها را نوشتم که به يکي از بهترين برنامه هاي رشيدپور در مثلث شيشه اي هم اشاره اي داشته باشم گفتگوي رضا رشيد پور با فيروز کريمي مربي سابق استقلال و برنده جشنواره طنز گل اقا

اين برنامه به قدري طنز و خنده دار بود که خود رشيد پور هم کمتر مي توانست جلوي خود را بگيرد ما هم که يک روز پرکار را پشت سر گذاشته بوديم و از هميشه خسته تر بوديم بااين برنامه ان شب خستگي از تنمان درامد
بخشهایی از گفتگوی رشید پور با فیروز کریمی رو می تونیداینجا و اینجا ببینید